www.SaeidZibakalam.ir
بسم الله الرحمن الرحیم

ir611

وی سخن خود را اینگونه آغاز کرد: چرا هرگاه تلاش می‌کنیم مفهوم روشنفکری و به تیع آن مفهوم روشنفکری دینی را تعریف کنیم ناکام می‌مانیم؟ بنابراین اگر افراد مختلف خود را روشنفکر دینی بدانند یا ندانند می‌بایست به تعریفی واحد برسیم اما به نظر می‌رسد به مجموعه تعاریف درباب روشنفکری که جامع و مانع باشد نتوانیم برسیم.
دکتر زیباکلام پرسید: چرا مفهوم روشنفکری دینی تن به قالبی نمی‌دهد” چرا نمی‌توان برای روشنفکری دینی عرصه‌ای تعیین کرد که مقبول همگان یا دست کم آنهایی که خود را روشنفکر یا روشنفکر دینی می‌دانند باشد؟


تاریخ سخنرانی: 16 دسامبر 2007
مکان سخنرانی: دانشگاه امیرکبیر
برگزار کننده سخنرانی: کانون اندیشه جوان - بسیج دانشجویی دانشگاه امیرکبیر

کانون اندیشه جوان در آذر ۱۳۸۵، همایشی را در سه روز متوالی با عنوان “روشنفکری دینی” برگزار کرد. در اولین روز از این همایش که با همکاری بسیج دانشجویی دانشگاه امیرکبیر ۲۵ آذرماه برگزار شد، به ترتیب اساتید صاحب نظر در این حوزه از جمله دکتر سعید زیباکلام نظرات خود را پیرامون این موضوع و ارتباط آن با دین مطرح نمودند.

ir611روشنفکری دینی؛ مفهومی پیچیده
در آغاز علیرضا معادی دبیر همایش، طی سخنانی اظهار داشت: این همایش در ادامه ی سلسله همایش های اندیشه ای است که کانون اندیشه جوان با همکاری تشکل های دانشجویی در دانشگاه ها برگزار می کند.
معادی با طرح این سؤال که “اصلاً چرا روشنفکری دینی” هدف از برگزاری این نشست تخصصی را بررسی مفهوم روشنفکری دینی دانست و در خصوص ضرورت طرح این موضوع در دانشگاه ها عنوان کرد: شاید بتوان این مبحث را از غامض ترین مفاهیمی دانست که در سطح دانشگاه و جامعه با آن روبرو هستیم.
دبیر همایش با اشاره به اینکه نگاه ها و تعاریف متفاوتی نسبت به این مفهوم، دین و روشنفکری مطرح است، افزود: به اعتقاد من، قالب نظرات و نظریه پردازانی که مجال پرداختن به این مفهوم را در دانشگاه ها پیدا کرده اند، از طیف و جریان خاصی بوده اند. در این همایش سعی شده است تا ضمن گنجاندن نظرات متعدد از طیف روشنفکران، روشنفکران مذهبی و روحانیون، از منظرهای متفاوتی به این مفهوم نگاه کنیم و در قالب یک همایش سه روزه بررسی مفصل تری بر آن داشته باشیم.
معادی در پایان از بررسی جریان شناسی و آینده روشنفکری دینی و همچنین بحث حول روشنفکران دینی و تعریف آنها از روشنفکری دین در روزهای آتی همایش خبر داد.

آزاد اندیشی؛ قلب تپنده روشنفکری
در ادامه سخنان دبیر همایش، دکتر سعید زیبا کلام – استاد دانشگاه تهران – در سخنرانی ای با موضوع “روشنفکری دینی و سراب آزاداندیشی” اظهار داشت: هر گاه تلاش کنیم مفهوم “روشنفکری” و به تبع آن مفهوم “روشنگری دینی” را تعریف یا تحدید کنیم، ناکام می مانیم.

زیبا کلام با اشاره به اینکه نمی توان برای روشنفکری دینی چهارچوبی معینی در نظر گرفت،‌ ابراز داشت: مفهوم روشنفکری دینی در هیچ قالبی تعریف نمی شود و از قالب های وحدت بخش سرپیچی می کند. مفهوم روشنفکری، حاوی عنصری پنداشته می شود که این مفهوم را به شدت سرکش و عصیانگر می کند. این عنصر که در واقع نقش تعیین کننده ای در مفهوم، مصداق و کاربرد روشنفکری ایفا می کند، آزاد اندیشی است.

وی آزاداندیشی را قلب تپنده روشنفکری دانست و گفت:‌ آزادی در جامعه مدرن امروز، از مقام شبه قدسی و ارجمندی برخوردار است و در کشور ما نیز قبل و بعد از انقلاب مورد تمجید قرار گرفته است.
استاد دانشگاه تهران با بیان اینکه هیچ تلاشی برای بازشناسی مفهوم سرنوشت ساز روشنفکری از سوی عالمان دین مدار یا اصولگرا و یا سنت گرا انجام نشده است،‌ افزود: آزاداندیشی قلب تپنده روشنفکری است و در تمدنهای اروپایی و آمریکایی و در مکتب های مختلف دنیا اعم از ارزشی، دینی ‌الحادی و مدرنیستی نیز مورد تحقیق و تفحص قرار گرفته است و به رغم تعارض های شدید و ضعف در مواضع استنتاج شده، یک موضع در همه آنها مشترک است و آن آزاد اندیشی است.
دکتر زیبا کلام اظهار داشت: انسان روشنفکر بیش از الهی و الحادی، غربی یا شرقی شدن باید آزاداندیش باشد و باید پیش از اینکه مکتب و جهان بینی داشته باشد و با آن زندگی کند و حتی قبل از تبلیغ آن، باید آزاداندیش باشد.
عضو هیأت علمی دانشگاه امام صادق (ع) گفت: قبل از تحلیل مفهومی آزاداندیشی لازم است به نوعی دستاورد ممکن بپردازیم و آن این است که در تعریف وجه اشتراک فراگیر روشنفکری ممیزی سلبی است، نه ایجابی. نمی گوید که روشنفکر چه مبانی دنیاشناختی، معرفت شناختی و ارزش شناختی را اختیار و چه نوع مواضعی را استنتاج کند و اینکه مدعی است که روشنفکر باید هنگام اندیشیدن فارغ بال از هر نوع شبکه ارزشی- بینشی باشد.
زیبا کلام به مکتبهای مختلف اشاره کرد و گفت: فیلسوف باید از دستاورد جهان شمول میان انواع روشنفکری ها خشنود باشد و به وجه مشترک پیوند وحدت بخش بیاندیشد. مشاهده تاریخی- تجربی در این زمینه حتی مخالف ها و تعارض های بنیادی در عرصه های انسان شناختی و دنیا شناختی، چنان گسترده است که گویی ممیزی میان آنها وجود ندارد.
استاد دانشگاه تهران ابراز داشت: در موضع گیری نظری مفهومی چون نوع نظام سیاسی- اجتماعی و چگونگی توزیع ثروت نیز تعارض های جدی وجود دارد و نه فقط در مبانی سیاسی، بلکه در عرصه هر یک از مفاهیمی چون آزادی، برابری، عدالت، تساهل، حقوق بشر و… مناقشات فراوان است که هرگونه امید اجماع را در زمینه های فوق منتفی می سازد.

وی با اشاره به فرازهایی از زندگی فیلسوفان قرن بیستم گفت: از جهت تلقی های مشابه در طول تاریخ به جرأت می توان گفت که در موضع گیری نظام سیاسی- اجتماعی، هیچ اشتراکی میان جمیع افراد نیست و اگر دو تن از روشنفکران مشابه نیز همسو هم جهت باشند، در مواضع مهم دیگر هیچ وجه اشتراکی ندارند.
زیباکلام گفت: حاصل نهایی چنین کاوش هایی این می شود که آزاداندیشی مفهوم ممیزه ای سلبی است نه ایجابی و چگونگی اندیشیدن را آموزش نمی دهد و چگونگی اخذ نکردن آراء، مواضع و نظریه ها را نشان می دهد.
استاد دانشگاه تهران در بخش دیگری از سخنان خود ابراز داشت: در مورد وجود آزاداندیشی نیز می توان آن را به گونه ای شبیه اصول منطقی صوری دانست و با توجه به اینکه در علوم مختلف هیچ گونه احتمال منطقی صورت نمی گیرد، آنها را صوری نامیده اند، به همین ترتیب آزاداندیشی در موضوعات اندیشه و چگونگی اندیشیدن نفیاً و اثباتاً چیزی نمی گوید. آزاداندیشی از اصول منطقی صوری نیز پایین تر است، چرا که آزاداندیشی با استواری تمام می گوید “نور مرکب از ذرات نامرئی بسیار ریز است” و دیگر نمی توان گفت “نور از ذرات نامرئی ریز نیست.”

استاد زیباکلام همچنین در خصوص تحلیل آزاداندیشی دینی و غیردینی گفت: آزاداندیشی مدعی است که بسیار مسامحه آمیز و گمراه کننده است، چرا که ادعا کار انسان ها است. بنابراین باید گفت برخی از ما آدمیان ظاهراً به همه و من جمله به خودمان و در واقع به دیگران توصیه می کنیم هنگام اندیشیدن از هر گروه و شبکه ارزشی- بینشی فارغ شویم و آزاداندیشی همین است.
عضو هیأت علمی دانشگاه امام صادق (ع) با بیان این پرسش که آیا می توان بدون هیچ مبانی دینی، آراء و مواضعی را استتناج کرد، ادامه داد: آزاداندیشی مفهومی مرکب از دو جزء “آزاد” و “اندیشیدن” است و مراد از آزاد بودن این است که انسان می تواند و یا باید برای تعقل و اندیشیدن آزاد و فارغ از جمیع تعلقات و تلقیات مفروض باشد.
وی با اشاره به اینکه تعقل و اندیشیدن باید فارغ از مفروضات انسان اندیشیده و متعقل باشد، گفت: اگر کمی تأمل کنیم، درمی یابیم نظریه چگونگی امکان تعقل و اندیشیدن مطلوب وجود دارد و مفهوم آزاداندیشی بر آن استوار است.
زیباکلام با بیان نظریه معرفت شناسی آزاداندیشی، ابراز داشت: آیا انسان می تواند بدون تعلقات باشد و خود را پیراسته کند و در عین حال اندیشه کند و اگر از آزاداندیشی مراد فارغ بودن از مفروضات باشد، این در واقع سرابی بیش نیست.

زیباکلام گفت: نهضت روشنفکری قرن ۱۸ که به غلط روشنگری اطلاق شده تا انسان بدون مفروضات دینی و با تلفیق آراء رسولان بتواند اندیشه کند، محکوم است. اگر در آراء گذشتگان غواصی کنیم، در می یابیم انسان فارغ از مفروضات چیزی جز ساخته غربیان نیست و در طول تاریخ کوچک ترین اثری از آزاداندیشی مذکور نمی توان یافت. استاد دانشگاه تهران گفت: در طایفه فیلسوفان نیز برخی فکر می کنند می توان چنین آزاداندیشی ای یافت، ولی آنها از جمیع تعلقات رمیده اند و مانند ماشین های تخیلی منطق و بدون زمینه ذهنی عمل می کنند.
عضو هیأت علمی دانشگاه امام صادق (ع) ابراز داشت: بلا استثناء هر کتاب تاریخ فلسفه شاهدی است بر افسانه بودن چنین انسانی و در هر موضوعی که در طول تاریخ اندیشه ورزی مورد بررسی قرار می دهیم، به وضوح درخواهیم یافت که انسان آزاد افسانه ای است که هیچ جزءاش شباهتی به واقعیت انسان ندارد.
زیباکلام خاطرنشان کرد: آزاداندیشی افسانه ای است که برای آزادی انسان از تعلقات و اندیشه کردن تکیه دارد.
وی گفت: وقتی از روشنفکری سخن می رانیم، باید روشن باشد که مقصود چیزی جز اقوال و اعمال روشنفکران نیست و ما نمی توانیم از جوهر یا ذات روشنفکری و روح آن سخن قابل دفاعی به بیان آوریم.
دکتر زیباکلام با اشاره به اینکه روشنفکران در تحلیل نهایی، انسان هستند، گفت: انسان در هنگام مواضع روشنفکرانه، از ویژگی انسان بودن برخوردار است و حاصل تلاش آنها که همان اخذ مواضع روشنفکرانه است، انسانی است.
دکتر زیباکلام گفت: ماجرای جهانی سازی ، ماجرایی انسان ساخته است و مولود و مصنوع حدسیات و تمایلات انسانهاست و ماجرای روشنفکری متلاطم است و بیقرار، چرا که این ماجرا مشتمل است بر مبانی مختلفی که از سوی انسانها ساخته و پرداخته شده و انسانهایی که از اعتصام به مبانی “عروه الوثقا”ی ماورای انسان دست کشیده و آواره شده اند، از امیال نفسانی تبعیت می کنند.

وی در ادامه با اشاره به اینکه شاید روشنفکری مقید به دینداری باشد، گفت: مطلوبیت اجتماعی چنین انسانی نیز جاذبه دارد، جاذبه ای که بیشتر در میان دانشگاهیان و بعضاً در میان حوزویان دیده می شود. اما این سکه روی دیگری هم دارد و آن اینکه به رقم آن نمود خوش جاذبه، روشنفکر دینی وجودی هم دارد و وجود تعبدی آن شاید از نفسانیت آزاداندیشی بکاهد.
وی همچنین ابراز داشت: روشنفکر دینی باید هر چه بیشتر از عقال های دینی خود بکاهد تا بر نوع خاصی از محبوبیت و مطلوبیت اجتماعی او افزوده شود.
زیباکلام در خصوص نگرش خارج دینی نیز گفت: در آیات قرآنی نیز درباره تقاضای مجرمان آمده است که اگر نگرش خارج دینی بدون ملاحظات دینی دیده شود، خسارت بار است. نگرش خارج دینی سنگ بنای مدرنیته دینی عصر امروز است و این نگرش یعنی بدون تمسک به کتب و رسل باید سؤالات و شبهات دینی امروز را جواب داد.
دکتر زیباکلام ابراز داشت: باید با توجه به آمال و نفسانیات درونی انسان در نگرش خارج دینی احساس بی طرفی و قدرت حقیقت یابی فوق العاده مسرت بخشی حاصل شود تا در موارد غیردینی نیز بتواند اظهار نظر کند.
وی گفت: در مقام توجیه دیگرن نیز پاسخ های فراتاریخی و فرهنگی در مقابل پرسش های مطرح شده از سوی یک آزاداندیش خارج دینی شنیده می شود.
استاد دانشگاه تهران ابراز داشت: آیا روشن نیست انسان مدرن با نفی و طرد خدا از صحنه ی عالم، خود را در جای او نشانده است و استدلالها و اندیشیدن ها و تعقل های ابرمرد مدرن در مواجهه با پرسش های مطرح شده، رها و آزاد از مبانی دینی تصور می کند.
زیباکلام در انتها با طرح سؤالاتی چون آیا این آفاقی سازی استدلال ممکن است؟ آیا روشن نیست که پا را از اقلیم دینی فراتر گذاشتن به مفهوم این است که هر چه را مقبول و متبوع می یابیم، همان را عقلانی به حساب آوریم؟ به سخنان خود پایان داد.

 

یک نظر »

  • حسين

    # 5 فوریه 2010 - 2:14 ق.ظ

    “اگر در آراء گذشتگان غواصی کنیم، در می یابیم انسان فارغ از مفروضات چیزی جز ساخته غربیان نیست و در طول تاریخ کوچک ترین اثری از آزاداندیشی مذکور نمی توان یافت.”با عرض سلام .من فکر نمی کنم که غربیان نیز انسان را فارغ از مفروضات دانسته و آزاد اندیشی را مترادف با آن بدانند . چرا که هر انسان عاقلی می داند که اصلاً چنین چیزی ممکن نیست . هر انسان در واقع آمیخته ای است از ویژگیهای اختصاصی (ژنتیک) و آموزه های اجتماعی (خانواده ، مدرسه ، دانشگاه ، ، دین و …)بنابراین هر انسانی دارای مختصات فکری خاص خود می باشد و در واقع آزاد اندیشی در غرب به معنای داشتن اختیار همین حق است . یعنی فرد با توجه به ویژگیهای خاص خود و برداشتها و آگاهیهایی که از محیط پیرامون کسب می کند ، دیدگاه و نظرگاه خود را بطور مستقل تعیین کند و هیچ کس نتواند به آن تعرض کرده و آن را منکوب کند . اتفاقاً از منظر دینی این همان چیزی است که به آن ایمان می گویند . یعنی فرد به صرف تولد در خانواده ای متدین ، دین دار نیست بلکه می بایست پس از انجام تحقیق و تفحص کافی به یقین برسد . این موضوع در اصل صحیح و بدون اشکال است و نباید به صرف اینکه در برخی زمانها و مکانهای مختلف از آن سوء استفاده شده ، بدرستی اجراء نشده و یا حتی وارونه جلوه داده شده ، آنرا غلط و ساخته غربیان دانست . همانطور که در طول تاریخ همواره افرادی بوده اند که سعی داشته اند با سوء استفاده از ادیان به خواسته ها و تمایلات خود برسند ، این مفاهیم نیز از این امر مبرا نبوده و نخواهند بود .

ارسال نظر