www.SaeidZibakalam.ir
بسم الله الرحمن الرحیم

بایگانی موضوع "مصاحبه‌ها"

دربارۀ مفهوم نظریه‌پردازی همچون دربارۀ مفاهیم بسیار دیگر نمی‌توان تعریف به معنای سنتی آن ـــــ یعنی تحدید آن مفهوم به صورتی که جامع افراد باشد و مانع اغیار ـــــ ارائه کرد. لذا ما فقط می‌توانیم از تلقی خود صحبت‌ کنیم. بدین ترتیب، تلقی بنده از نظریه‌پردازی عبارت است از مواجهه با پدیدارها یا معضلات یا مسائل مبتلابه، و تلاش برای فهم و شناخت آنها به منظور حل یا رفع و انحلال آنها و، یا در مواردی، به منظور بسط و یا تحکیم آن پدیدارها.

 

این متن کامل مصاحبه ای است که شبکه ایران با دکتر سعید زیباکلام درباره موضوع دانشگاه آزاد انجام داده است. این مصاحبه که بخش هایی از آن به دلایل حقوقی و با اجازه دکتر زیبا کلام در شبکه ایران حذف شد، در این جا به طور کامل قرار گرفته است.

 
دکتر سعید زیبا کلام

مى گویم شما بگویید چه چیزى ایدئولوژى نیست؟ لیبرالیسم، مارکسیسم، سوسیالیسم، کانسرواتیسم، فاشیسم و… همه ایدئولوژى هستند و اشکالى هم ندارد. اتفاقاً چون ایدئولوژى هستند انسان ها به دنبال آنها راه مى افتند. عده اى از خود مى پرسند که چه کارهایى را باید انجام دهیم و چه کارهایى را نباید انجام دهیم؟ ایدئولوژى ها چیزى نیستند جز پاسخ تفصیلى و ساختاریافته منتظم به این سؤال ها. تنظیم و تقویم یک جامعه و حکومت با باید ها و نباید ها صورت مى گیرد.

 
img_5

به تاکید تمام باید تصریح کنم که هیچیک از محققان نوآور و اصیل در حوزه‌های پایه‌ای علوم انسانی-اجتماعی و حتی علوم طبیعی که به طور جدی درگیر تحقیقات نوآورانه هستند، خود را معطل و یا درگیر موضوعی بنام روش تحقیق نمی‌کنند! پژوهشگری که عمیقا درگیر موضوعی است سالها پیش از اینکه بر زانوان خودبایستد و موضوعی پژوهشی را خود، شخصا، مدیریت و اجرا کند، انواع شیوه‌ها، حیله‌ها، ترفندها و نحوه‌ی پرداختن به موضوعات مختلف حوزه پژوهشی‌اش را مشاهده کرده است و یا بعضا خوانده است.

 
zibakalam7s

در آن چند روز قبل از ۴ تیرماه روزی نبود که دانشجویانی پاک دل و مخلص سراسیمه وارد نشوند و جریان این نبرد بسیار نابرابر و در برخی موارد ناجوانمردانه را گزارش نکنند. روزی نبود که به طرق مختلف شنیده نشود که برخی از همین سنخ دانشجویان، امکانات قلیل مادی و مالی خود را در آن ایام صرف تبلیغات برای ایمان و اعتقادشان نکنند. دست کم شور و شوق و اشک هایشان حکایت از این شیدایی و فداکاری می کرد.

 
zibakalam6s

آن گونه که من می بینم، نوعاً برای فلسفه علم، فلسفه سیاست، یا فلسفه اجتماعی نمی توان یک تعریف جامع افراد و مانع اغیار داد. بلکه برای خود فلسفه هم ارائه چنین تعریف دقیقی که چارچوب منطقی حوزه کار را مشخص کند، غیرممکن است. در واقع اگر کسی مقداری کار فلسفه شناسی کرده باشد، یعنی از یک منظر فوقانی درباره حوزه ای به نام معرفت شناسی کار بکند، به سرعت متوجه می شود که نه تنها نمی توانیم برای فلسفه علم، فلسفه علوم اجتماعی و فلسفه دین، فلسفه تاریخ، یک تعریف جامع افراد و مانع اغیار بدهیم، بلکه راجع به خود فلسفه هم نمی توانیم.

 
zibakalam2

وقتى درحوزه معرفت شناسى و به ویژه در فلسفه علم نقادى هایى نسبت به معرفت علمى روى داد، برخى جامعه شناسان معرفت جرأت و شهامت پیدا کردند و از نقدهاى ویرانگرى که به نظریه هاى پوزیتیویستى و نگاتیویستى شده بود بهره بردارى کردند و نشان دادند که معرفت علمى نه فقط اثبات ناپذیر که ابطال ناپذیر هم هست. آنها علم را به خاستگاه هاى اجتماعى آن ارجاع دادند و راه تعلقات انسانى به معرفت علمى را گشوده دیدند. این تعلقات به اجمال عبارتند از: هر نوع تمایلات، امیال، اهداف و حاجاتى که نظریه هاى انسانى را تغذیه مى کنند.

 

این‌گونه نیست که هرکسی در لباس روحانیت است دارای نگاهی غیورانه و ارزشمدارانه نسبت به مبانی و ارزش‌های اسلامی است و در مقابل نیز این‌طور نیست که هر اندیشمندی که در لباس روحانیت نیست الزاما دارای نگرش‌های مدرنیستی است. این تقسیم‌بندی‌هایی که انجام می‌دهند و می‌گویند تعارض بین روشنفکر و روحانی، و یا تقابل میان حوزویان و دانشگاهیان تقسیم‌بندی‌های کاذب و گمراه‌کننده است. و نباید به آن توجه کرد.

 
صفحه 2 از 212