www.SaeidZibakalam.ir
بسم الله الرحمن الرحیم

بایگانی موضوع "علم شناسی و روش‌شناسی علم"

کی از تلاشهای جالب توجّه و بی‏نظیر بلور در دوره جاافتادگی و بلوغ مکتب ادینبورا، این است که نظر دورکیم و موس(Mauss) را درباره دسته‏بندی، به گونه‏ای بسط می‏دهد که بتواند نوعی تز تعیّن ناقص از آن اخذ کند. برای این کار، وی توضیح می‏دهد که موافق قاعده دورکیم ـ موس، دسته‏بندی اشیا نماینده و بیانگر دسته‏بندی انسانهاست. بلور از این مقدّمه، یک استدلال دو پله‏ای می‏سازد تا به گونه دیگری از تز تعیّن ناقص برسد. ابتدا، وی استدلال می‏کند که چون واقعیت فیزیکی بینهایت پیچیده است، هر دستگاه دسته‏بندی لاجرم آن واقعیت را ساده می‏کند.

 

هرکس تلاش کند تا آراء معرفت‏شناسی اجتماعی مکتب ادینبورا را پیرامون معقولیت و شواهد تجربی به روشنی فهم کند، به سرعت متوجه خواهد شد که این امر چقدر دشوار و در مواقعی، نومید کننده و یأس‏آور است… یک علّت این امر خصلت تاریخا متحوّل و متغیّر آراء این مکتب است. علاوه بر ناهمسازیها یا مغالطاتی که در احتجاجات و نظریه‏پردازیهای هر فیلسوفی می‏توان یافت، علّت دوّمی نیز وجود دارد که به همان اندازه مهم است و آن اینکه بعضی اوقات «بارنز» و «بلور» به صورت کاملاً مجاز و مقبولی مبادرت به بهره‏برداری از برخی معضلات و مسائل زحمت‏زا و تعب‏انگیز معرفت‏شناختی و روش‏شناختی میان فلاسفه علم می‏کنند (مانند تعیّن ناقص تجربی) ولی در جریان این بهره‏برداری، چندگونه آموزه تعیّن ناقص مختلف ایجاد و ارائه می‏شود.

 

بدین ترتیب مى بینیم که نیوتن نه تنها به وضوح در آثارش داراى پیش فرض هاى متافیزیکى است، بلکه برخلاف شعارى که مشهور شده است، وى از روش فرضیه سازى در کارهایش به دفعات استفاده کرده است. این نکات ما را مجدداً با نکته اى که کوهن مطرح مى کند، مواجه مى سازد. کوهن معتقد است که تصویرى که در کتاب هاى درسى درباره روش علمى، خصوصاً روش علمى دانشمندان متهور ارائه شده است، کاملاً منحرف کننده و مغایر با آن چیزى است که در عمل دانشمندان انجام داده اند و مى دهند.

 

آنچه لازم است مورد توجه تام قرار گیرد این است که نیوتن تدریجاً با توجه به سیر تحول مواضع در طبع هاى مختلف اصول به طرح و اعلام قواعد و اصول روش شناسى و معرفت شناسى پرداخته تا آن را میزان داورى بیرونى و ظاهراً بى طرفى میان مواضع خود و دکارتى ها قرار دهد و البته همزمان مدعى است که نتیجه گیرى ها و مواضع او موافق آن قواعد اصول هستند، ولى آراى دکارتیان خیر.

 
صفحه 2 از 212