آقای رئیس جمهور در گفتگوی تلویزیونی 6 مهرماه 1401 تاکید کردند که: «آنچه که قابل تغییر نیست، ارزشهاست و الا روشها قابل تغییر است.» و سپس توضیح دادهاند که: «در اصلاح روش اجرای قانون بحثی نیست و مدیران باید برای انجام وظیفۀ قانونی خودشان بهترین روشها را به کار گیرند.»
اگر کسی از اظهارات آقای رئیسی دربارۀ ”ارزشها“ و ”روشها“ دچار ابهامی بود با توضیح بعدی آن ابهام باید برطرف شده باشد. منظور ایشان از ”ارزشها“، قوانین است!!! و در زمینۀ خروش و اعتراضات جاری، منظور از ارزشها، قانون ”حجاب اجباری“ و قانون ”گشت ارشاد“ است که از نظر ایشان جای بحث و نقد و اعتراض ندارد، زیرا ”حجاب اجباری“ و ”گشت ارشاد“ جزو ارزشها هستند، همچون عدالت و صداقت و امانتداری! اما دربارۀ روش اجرای این ارزشها، «مدیران باید …بهترین روشها را به کار گیرند.»
جناب آقای رئیسی! بنده از کمّ و کیف تحصیلات حوزوی و یا دانشگاهی جنابعالی کمترین اطلاعی ندارم اما امکان دارد توضیح بدهید از کی و چگونه قوانین وضع و تقنینشدۀ زید و عمر و بکر تبدیل به ارزشهایی همچون عدالت و صداقت و وفای به عهد و شفقت بر خلق و … شده و جای هیچگونه بحث و نقد و جرح ندارد؟
اینکه جنابعالی به این قوانین اعتقاد دارید موضوع بحثم نیست. هر کس میتواند به قوانینی معتقد یا نامعتقد باشد و برای اعتقاد یا بیاعتقادیاش هم احتمالا دلایلی داشته باشد. اما قوانین را ارزشدانستن در طراز ارزشهایی چون عدالت و صداقت و قناعت و شجاعت، سخنی فوقالعاده حیرتانگیز و شاذی است.
جناب آقای رئیسی! آیا شما بواقع به آنچه گفتهاید باور دارید و یا محض آرامکردن فضای بسیار ملتهب و فورانی موجود اظهار کردهاید؟ در هر صورت، آیا به ذهنتان خطور نکرد که با ارزشخواندن قانون ”حجاب اجباری“ و قانون ”گشت ارشاد“، امکان دارد چنانچه حاقّ منظور شما را معترضان بدرستی دریابند نارضایتی و خشمشان حتی شعلهورتر هم شود؟
جناب آقای رئیس جمهور! همانطور که پیشتر هم گفتهام توصیۀ اکید میکنم که برای چند هفتهای از بولتنهای بسیار ویژۀ سرّی و بکلّی سرّی فاصله بگیرید و اجازه بدهید مردم عادی جامعه براحتی و بدون کمترین واهمهای و بدون حضور گُردانی از محافظان و اعوان و انصار، دل پر درد و رنج و خونینشان را برای شما سفره کنند.
جناب رئیس جمهور! نظام تظاهرات اعتراضی آرام قانونی را بلافاصله پس از واقعۀ دردناک مرگ مهسا امینی نپذیرفت. نیز، نظام تشکیل کارگروهی حقیقتیاب شامل نهادهای ذیربط حاکمیتی و برخی استادان دانشگاهی، حقوقدانان و فعالان سیاسی معتمدِ شفیقِ خوشنام را هم نپذیرفت. اینک ملاحظه میکنید فهرست هزینههای حیثیتی و روانی و جانی و سیاسی و اجتماعی و بینالمللی و مالی و اقتصادی سر به کدام فلک کشیده؟ آیا نظام کماکان مصلحت نمیداند دست از صغیرپنداری مردم بردارد و صادقانه با نمایندگان معتمد مردم وارد گفتگو شود؟ قیامت بکنار، آیا شما نمیدانید که اگر مشکلات خانوادگی خود را در داخل خانهمان حل نکنیم گرگها و لاشخورهای درّندۀ روبهصفتی پشت دروازههای میهن عزیزمان گوشبهزنگ در کمیناند؟
پناه بر خدای شدیدالعقاب از ابتلائات و فتنههای عرصۀ حکمرانی!
سهشنبه 12 مهرماه 1401