دکتر سعید زیباکلام استاد دانشگاه تهران با حضور در برنامه زنده «دیروز ،امروز، فردا» به تاریخ ۱۴ بهمن ۸۸ در شبکه سه سیما اظهار داشت: تحصیل در رشته برق و الکترونیک را (قبل از انقلاب در انگلستان) با تصور خام و معصومانهای که میتوانم اقدامات مثبتی در کشورم انجام دهم، شروع کردم. اما در سالهای اول با مطالعه نشریات ضدرژیم نگاه سیاسی خاصی در من ایجاد شد.
وی با اشاره به اینکه در پایان سال دوم دانشگاه مطمئن شدم که نمیخواهم مهندس شوم، بیان کرد: به این نتیجه رسیدم تا انقلاب نکنیم؛ تلاشهای مهندسینی چون من ثمری نخواهد داشت و در نهایت سال سوم دانشگاه را با اصرار دوستان به پایان رساندم و فارغالتحصیل شدم.
زیبا کلام یادآور شد: در مقطع کارشناسی ارشد به سمت رشته جامعهشناسی انقلاب و جنبشهای استقلالطلبانه (صلح شناسی گرایش جامعه شناسی انقلاب در دانشگاه برادفورد انگلستان) رفتم و در حال نوشتن پایاننامه خود بودم که ماجراهای سال ۵۶ و قضایای ۱۷ شهریور ۱۳۵۷ رخ داد.
استاد فلسفه در دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران با یادآوری اینکه در سال ۱۳۵۷از انگلستان به ایران برگشتم، تصریح کرد: در ایران با ورود به مسایل گوناگونی مشغول شدم و دوره دکتری را در رشته فلسفه (دانشگاه لیدز انگلستان) در سال ۱۳۶۴ آغاز کردم.
وی در خصوص دلیل علت تغییر رشته تحصیلی خود اظهار داشت: خیلی فشرده باید گفت که تجارب مدیریتی که از سال ۵۸ تا ۶۴ در جایگاههای مختلف از جمله صدا و سیمای کردستان، روزنامه جمهوری اسلامی و وزارت خارجه کسب کردم، در نهایت منجر به این شد که در سال ۶۴ به این نتیجه برسم به عنوان فرزند انقلاب نتوانستهام تحولاتی را که مایل بودم در مملکتم رخ دهد، انجام دهم؛ سوالات مبنایی برایم ایجاد شد و بر این اساس به سمت فلسفه گرایش پیدا کردم.
این استاد دانشگاه تهران با ابیان اینکه در زمان انقلاب، دانشگاهها محلی برای جنب و جوش گروههای مختلف سیاسی شده بود، افزود: از اواخر سال ۵۷ تا ابتدای بسته شدن دانشگاهها و به وجود آمدن شورای انقلاب فرهنگی (در سال ۵۹) دانشگاهها گرفتار آشوبی بودند. زیرا که بعد از انقلاب، دانشگاهها به سنگر گروهها و تشکلهای مارکسیستی و چپی تبدیل شده بود و محیط فرهنگی و دانشگاهی در مکانهای علمی حاکم نبود.
مؤلف کتاب معرفتشناسی اجتماعی ابراز داشت: جریانهای سیاسی در آن زمان هر کدام یک مخرج مناسبی را در دانشگاه برای خود پیدا کرده بودند و دانشگاه روال جاافتاده خود را هنوز پیدا نکرده بود. همچنین در مجموع میتوان گفت از زمان پیروزی انقلاب تا تشکیل شورای انقلاب فرهنگی، فعالیت سالمی در دانشگاهها نبود.
زیباکلام در بخش دیگری از سخنانش گفت: بسیاری از اساتید دانشگاهی چه قبل از انقلاب و چه بعد از انقلاب آموزشهایی را که دیدهاند و آثاری را که خواندهاند به ویژه در حوزه علوم انسانی و اجتماعی، نگاه غربی دارد. چرا که این افراد با آثار غربی رشد کردهاند و بر این اساس از فردی که کاملا در فضای آموزشی غرب و مطالب آنها بوده، نمیتوان انتظاری داشت.
این محقق فلسفههای پستمدرن و فلسفه سیاست اظهار داشت: بر این اساس باید گفت که تعمدی در خصوص برخی اتفاقات به وجود آمده (از لحاظ وجود نگاه غرب) در سطح دانشگاهها وجود ندارد و این یک روال طبیعی بود که در دانشگاههای ما ایجاد شده بود.
این استاد دانشگاه خاطرنشان کرد: یک سری موارد در قالب فرهنگ غرب نظریهپردازی شده است که اساتید دانشگاه آنها را فرا گرفتهاند و همان موارد را در دانشگاه تدریس میکنند که بر این اساس، اساتید نگاه غیربومی دارند و این نگاه نسبتی با فرهنگ دینی ما ندارد.
زیباکلام خاطرنشان کرد: جدای از وظایف هر انسان مسلمان، اساتید دانشگاه به ویژه در رشتههای علوم انسانی و اجتماعی که فرهنگساز هستند، باید جرات تفکر داشته باشند.
وی تاکید کرد: استادی که میخواهد به درد انقلاب بخورد و استمراربخش آرمانها باشد و انسانهایی را تربیت کند باید با توجه به فرهنگ بومی و اسلامی به حل معضلات بپردازد و جرات تفکر و نوآوری داشته باشد. استادی میتواند در خدمت انقلاب باشد که دل در گرو کتاب و رسول خدا داشته باشد و دل او در گرو غرب نباشد.
وی ادامه داد: سالهای سال موسسات آموزشی و پژوهشی مختلفی در کشور ایجاد شده است تا دانشگاهها اسلامی شود و فرزندان این آب و خاک و کارشناسان آن غیر غربزده به بار آیند و دلدادگی نسبت به غرب نداشته باشند و احساس کنند که اصالت همینجاست اما این موسسات نتیجهای کسب نکردهاند.
وی افزود: موسسات یاد شده، موسسات گمنامی نیستند و حتی بودجههای زیادی هم صرف آنها میشود؛ اما علت نتیجه ندادن این موسسات این است که ما تصور سادهای در خصوص این موضوع داریم.
زیباکلام اظهار داشت: به طور خلاصه باید گفت که نباید تصور کنیم که به سهولت میتوانیم به استاد متدینی که دوست دارد نظریهپردازی کند بقبولانیم که این کار را انجام دهد.
این استاد دانشگاه در ادامه بیان داشت: اعتقاد ندارم که انقلاب اسلامی قرار است پا در جای پای نهضت مدرنیته و روشنفکری غرب بگذارد بلکه ما در کل با تفکر مدرنیته مشکل داریم.
وی افزود: اگر مدرنیسم را جریان فراگیر فکری بدانیم، تفکری از دنیا در آن ارائه شده است و سوالاتی مبنی بر اینکه ما از کجا آمدهایم و به کجا میرویم در آن وجود دارد و این سوال و جوابها در مجموع مدرنیسم نام گرفته است و در این راستا اندیشه مدرنیته بسیار عمیق است.
این استاد دانشگاه گفت: نیاز داریم که به ارزشهای بومی خودمان و ارزشهایی که از حیات اهل بیت (ع) و کتاب خدا بیرون میآید، نزدیک شویم.
زیباکلام خاطرنشان کرد: تلقی من از انقلاب و آرمانهای آن این است که انقلاب اسلامی ژرفتر و عمیقتر از آن است که عدهای دزد را که در محلی به نام دربار فعالیت میکردند برکنار کند و یک سری افراد جای آنها بگذاریم و بر این اساس باید گفت انقلاب اسلامی ما یک ماجرای فرهنگی عمیق است.
این استاد دانشگاه در ادامه بیان داشت: در ۳۰ سال گذشته قدمهای کوچکی در خصوص مطالبات و آرمانهای انقلاب برداشته شده است و حتی در برخی زمینهها برعکس عمل شده و پسرفت کردهایم و بر این اساس باید واقعیتها را بیان کنیم چرا که بیان کم و کاستیها در برهه کنونی به نفع انقلاب است.
زیباکلام گفت: در حال حاضر اکثر دانشجویان ما به خصوص در حوزههای مبنایی و پایهای مثل علوم انسانی و اجتماعی رویکرد کاملا ابزاری دارند و درس خواندن در دانشگاه را تنها به خاطر گرفتن مدرک آن مهم میداند.
این استاد فلسفه ادامه داد: در بهترین حالت برخیها قصد دارند که کشور ما به کشوری مانند کره یا ژاپن تبدیل شود و بر این اساس این سوال پیش میآید که آیا ما میخواهیم این اتفاق بیفتد یا خیر که این سوال، سوالی مبنایی و مهم است.
این استاد دانشگاه در ادامه خاطرنشان کرد: وابستگی بسیاری از اساتید کشور وابستگی سیاسی نیست؛ بلکه وابستگی ارزشی و بینشی است و این عده با همین بینش انسانها را میبینند و صنعت و انسان و تکامل انسانی را معنا میکنند.
وی ادامه داد: برخی قصد دارند انسان غربی در دانشگاههای ما وجود داشته باشد و در کنار آن مظاهر سطحی فرهنگ ایرانی هم حفظ شود و در کل مناسبات اصلی ما غربی شود.
زیباکلام گفت: در خصوص غربی شدن دانشگاههای ما توطئهای در کار نیست بلکه برخی افراد از سر «حب وطن» خواستار چنین آیندهای هستند و این طور تربیت شدهاند و نگاهشان به مسایل این چنین است.
این استاد دانشگاه بیان داشت: جریان کلی دانشگاههای ما به جهت کلی رو به غرب است و بر این اساس باید گفت با بستن دانشگاهها در مقطعی از زمان و یا اخراج چند استاد مسئلهای تغییر نمیکند.
وی ادامه داد: برخی از انقلابیون اوایل انقلاب در اواخر دهه ۶۰ و اوایل دهه ۷۰ جریان مدرنیته، علمزدگی، سکولاریسم و لیبرالیسم را به شدت و به نحو هماهنگی در جامعه فکری و فرهنگی که از دانشگاههای ما وسیعتر بود؛ اشاعه دادند.
زیباکلام در پایان در خصوص منفعت غرب از رشد دادن فرهنگ خودشان در دانشگاههای کشورمان اظهار داشت: از آنجا که اگر دانشگاه در مسیر ارزشها و آرمانهای اسلامی قرار گیرد منافع اقتصادی، صنعتی و سیاسی غرب به طور جدی مورد تعدی قرار میگیرد، غربیها قصد دارند فرهنگ خود را در میان ما بسط و گسترش دهند.