متن موجود تکمیل و تنقیح سخنرانیهایی است که در دانشگاه امام صادق(ع) (۱۳۹۲/۹/۷)، دانشگاه صنعتی شریف (۱۳۹۲/۹)، و دانشگاه تهران (۱۳۹۲/۹/۱۹) ایراد شده است.
سوالات پیش رو
بسم الله و بالله و فی سبیلالله و علی مله رسولالله
در این تحلیل میخواهم تلاشکنم، زمینهای فراهم شود تا بهتر بتوانیم در تأملات و ارزیابیهای خود به همه یا بیشتر پرسشهای مهم و مبنایی زیر پاسخ دهیم.
۱ـ آیا بهراستی، بدانگونه که رئیسجمهور محترم، آقای دکتر روحانی، گفتهاند، “در نتیجۀ این ابتکار … قدرتهای بزرگ به این نتیجه رسیدهاند که تحریم و فشار، راه به جایی نخواهد برد و … راهی جز احترام متقابل و مذاکره عزتمندانه وجود ندارد”؟
۲ـ همچنین، آیا بهراستی “فرزندان انقلابی … توانستند حقانیت ملت ایران در فعالیتهای هستهای را در صحنه بینالمللی اثبات کنند“؟
۳ـ نیز، آیا بهراستی، آنطور که دکتر روحانی میگوید، “همه اصول و خطوط قرمز نظام” در این مذاکرات رعایت شده است؟
۴ـ آیا اینک با این توافقنامه “حقوق هستهای و حق غنیسازی ملت ایران مورد اذعان قدرتهای جهانی ـــ که سالها سعی بر انکار آن داشتند ـــ قرار گرفته است”؟
۵ـ آیا، بدانگونه که دکتر روحانی میگوید، “دستاوردهای قطعی این توافق اولیه، به رسمیت شناختهشدن حقوق هستهای ایران است”؟
۶ـ نیز، موافق مدعای وزیر امور خارجه، آقای دکتر ظریف، آیا “بر اساس این توافق ساختار برنامه هستهای جمهوری اسلامی ایران به طور کامل حفظ میشود”؟
۷ـ نیز، موافق مدعای وی، آیا “تحریم نفتی ایران متوقف میشود و … درآمدهای نفتی آزاد خواهد شد”؟
۸ـ بهراستی چرا از ابتدای این مذاکرات وزیر خارجه ایران همواره بر محرمانهماندن آن اصرار و تأکید میکردهاند؟
۹ـ بهراستی جریان مذاکرات از چه کسانی محرمانه ماند؟ از آمریکاییها، انگلیسیها، فرانسویها، یا اسرائیلیها؟ یا فقط از ملت ایران؟
۱۰ـ چرا هیچیک از طرفهای مذاکراتی ما و بهویژه اروپاـآمریکاییان اصراری یا تأکیدی بر محرمانهماندن مذاکرات نداشتهاند؟
۱۱ـ آیا سند منتشرشده توسط وزارت خارجۀ ایران، تنها سند موافقتشده است؟
۱۲ـ آیا بهراستی، آنگونه که دکتر روحانی میگوید، سازمان تحریمها “ترک برداشته است”؟
۱۳ـ و افزون بر “ترکبرداشتن”، آیا آنگونه که دکتر ظریف میگوید، “در حال حاضر ساختمان تحریمها و فضای ایجادشده فروریخته است”؟

توافقنامه چهار صفحهای ژنو حاوی چهار بخش است. نخست، دیباچه. دوم، اجزاء گام اوّلی که ایران متعهد میشود اقداماتی را داوطلبانه انجام دهد. سوم، اقدامات داوطلبانهای که ۱+۵ متعهد میشود داوطلبانه انجام بدهد. چهارم، اجزاء گام نهایی راهحلّ جامع. نظر به اینکه در موضوع حق غنیسازی، مشاجراتی میان محمدجواد ظریف و جان کری بلافاصله پس از انعقاد توافقنامه رخ میدهد و دیباچه مورد استنباط دکتر ظریف قرار میگیرد، در اینجا دیباچه را مورد بحث قرار نخواهم داد. همچنین، نظر به اینکه درباره قطعنامههای شورای امنیت سازمان ملل بحث مستقلی در بخشهای پایانی خود خواهیم داشت اشارهای به مطلب مندرج در دیباچه نمیکنم و مستقیم به بخش اقدامات ایران میپردازیم.
“حفظ ساختار” یا “عقبگرد” فعالیتهای هستهای ایران
۱- “از اورانیوم غنیشده ۲۰% موجود، نیمی بهصورت ذخیره ۲۰% اکسید اورانیوم برای تولید سوخت رآکتور تحقیقاتی تهران حفظ شود. مابقی ۲۰% اورانیوم غنیشده باید به اورانیوم تا غنای ۵% رقیق شود. هیچ خط تولید بازتبدیلی نباید وجود داشته باشد.”
۲ـ “ایران اعلام میکند که ظرف ششماه مورد نظر، اورانیوم بالاتر از ۵% غنیسازی نخواهد کرد.”
۳ـ “ایران اعلام میکند که هیچگونه پیشرفتهای اضافی در فعالیتهای خود در تأسیسات غنیسازی سوخت نطنز، فردو، و رآکتور اراک نخواهد داشت.”
هر یک از این مراکز دارای پاورقی است که بسیار مهم است. در پاورقی ۱ که مربوط به تأسیسات نطنز میباشد قید میشود که:
در پاورقی ۲ که به تأسیسات فردو مربوط میشود قید میشود که:
در پاورقی ۳، “ایران اعلام میکند که، با توجه به نگرانیهای مربوط به ساخت رآکتور اراک،
از خود سؤال کنیم: آیا این اقدامات دلالتی جز تعلیق و تعطیلی هرگونه فعالیت در رآکتور اراک دارد؟ و آیا این اقدامات مقدمه و تمهیدی برای برچیدن کامل رآکتور آب سنگین اراک نیست؟ چنانچه اظهارات بعدیِ بسیار جدّی مقامات عالیرتبه آمریکایی و نیز رفتار مقامات عالیرتبه ایرانی را به موارد متعهدشدۀ ایران اضافه کنیم بهنحو روشن و بیّنی درخواهیم یافت که این دو سؤال چقدر بهجا و درست طرح شدهاند.
۴ـ “هنگامی که خط تبدیل اورانیوم ۵% غنیشده به اکسید اورانیوم آماده شد ایران تصمیم گرفته است که اورانیومهای جدیداً غنیشده تا ۵% ظرف این ششماه را به اکسید اورانیوم تبدیل کند.”
روشن است که در نتیجه این مادّه، یک گرم به ذخایر اورانیوم غنیشده تا ۵% ایران در این ششماه اضافه نخواهد شد. بهعبارتی دیگر، این تعهد بهلحاظ اثر بهمانند اینست که گفته میشد ایران باید غنیسازی اورانیوم را بهطور کامل متوقف کند.
۵ـ “ایران هیچ تأسیساتی برای غنیسازی ایجاد نخواهد کرد.”
آیا روشن نیست که این تعهد ادامۀ پیشرفت کمّی و کیفی تأسیسات غنیسازی را بهطور کامل متوقف میکند؟ همچنین، از خود سؤال کنیم: آیا امکان دارد این توقف کامل در راهحلّ جامع منتفی شود؟ آیا بهواقع قابلتصور است که آمریکاییان از این توفیق چشمگیر خود حتی یکوجب صرفنظر کنند؟
۶ـ “ایران به فعالیتهای تحقیق و توسعه نظارتشدهای ادامه خواهد داد ـــ شامل فعالیتهای تحقیق و توسعه غنیسازی جاریاش ـــ که برای انباشت اورانیوم غنیشده طراحی نشده باشد.”
آشکار است که این تعهد، هر نوع فعالیت تحقیق و توسعهایِ جاری و آینده را که بهنحوی در مسیر انباشت اورانیوم غنیشده باشد را منتفی میکند. و این یعنی، هر نوع پژوهشی که مستقیم یا غیرمستقیم ارتباطی با انباشت اورانیوم غنیشده داشتهباشد باید متوقف شود.
۷ـ “هیچ بازفرآوری و یا ساخت تأسیساتی برای بازفرآوری نباید انجام شود.”
به عبارتی دیگر، نهتنها هیچ تأسیسات بازفرآوری نباید ساخته شود بلکه تأسیسات موجود هم باید برچیده شود. آیا همه کشورهایی که دارای برنامه هستهای هستند هم، چنین تعهداتی به آژانس و یا به دولت آمریکا و متحدان اروپاییاش سپردهاند؟
رصدهای گستردهشده یا دسترسی بیکران اطلاعاتی
۸ ـ”در اختیارگذاشتن اطلاعات به آژانس بینالمللی انرژی اتمی شامل:
الف) اطلاعات درباره برنامه ایران برای تأسیسات هستهای.
ب) توصیف هر یک از ساختمانهای هر یک از مراکز هستهای.
ج) توصیف مقیاس عملیات هر یک از مکانهایی که سهمی در فعالیتهای هستهای دارند.
د) اطلاعات درباره معادن اورانیوم و نیز کارخانجات نورد اورانیوم.
ه) اطلاعات درباره منبع تمام مواد مورد استفاده.”
“این اطلاعات ظرف سه ماه از اتخاذ این اقدامات فراهم خواهد شد.”
۹ـ”تسلیم یک پرسشنامه اطلاعات طراحی روزآمد شده برای رآکتور اراک.”
این پرسشنامهای است که آژانس انحصاراً برای رآکتور اراک طراحی کرده تا ایران تمام اطلاعات مربوط به طراحی آن رآکتور را در اختیار آژانس قرار دهد.
۱۰ـ”برداشتن گامهایی جهت توافق با آژانس جهت فرجامبخشیدن به یک رویکرد حفاظتی برای رآکتور اراک.“
به عبارت سادهتر، ایران متعهد میشود برای طراحی یک برنامه حفاظتی و نظارتی کامل بر رآکتور اراک با آژانس وارد مذاکره شود و نهایتاً برنامهای مورد قبول آژانس ارائه کند.
۱۱ـ”دسترسی روزانه بازرسان آژانس هنگامیکه بازرسان دیگری برای مقاصد راستیآزمایی اطلاعات طراحی، راستیآزمایی دستگاههای موقت، راستیآزمایی دستگاههای فیزیکی در فردو و نطنز حضور ندارند، و نیز بازرسیهای سرزده بهمنظور دسترسی به بایگانیهای مراقبتیِ آفلاین.”
باراک اوباما، رئیس جمهور آمریکا، در مرکز سابان در پاسخ به سؤالی درباره چیستی تضمینِ نساختن سلاح هستهای توسط ایران، با توجه به اینکه رؤسای جمهور سابق آمریکا درباره پاکستان و کره شمالی نیز گفته بودند آنها سلاح هستهای نخواهند ساخت، میگوید هیچ تضمین بنیادینی وجود ندارد. لیکن ما امکانات رصدی و نظارتی بیسابقهای را طراحی کردهایم که تعهدات و قولهای ایران را در شش ماه آینده بهدقت مورد راستیآزمایی قرار خواهد داد. اوباما راست میگوید و برای خوشکردن دل صهیونیستهای قسمخوردۀ حاضر در آن برنامه به آنها دروغ نمیگوید. “دسترسی روزانه بازرسان آژانس“، بهیقین، در طول تاریخ آژانس، بیهمتا و یکتاست. آری! بهراستی یک چنین نظارتی در طول تاریخ بر هیچ کشور مستقلی تحمیل نشده است.
۱۲ـ”بازرسان آژانس میتوانند دسترسی مدیریتشده به امکانات ذیل را داشته باشند:
الف) کارگاههای مونتاژ سانتریفیوژ
ب) کارگاههای تولید چرخندههای سانتریفیوژ
ج) تأسیسات ذخیرهسازی
د) معادن اورانیوم و کارخانجات نورد اورانیوم.”
ماده الف پاورقی بسیار مهمی دارد که اگر مهمتر از خود آن نباشد، اهمیت کمتری ندارد. پاورقی اعلام میکند تولید سانتریفیوژ ایران در این ششماه منحصر به جایگزینکردن ماشینهای معیوب خواهد شد.
از خود بپرسیم: دسترسی و بازرسی این قبیل اماکن چه ارتباطی به غنیسازی اورانیوم دارد؟ و چرا باید بازرسان آژانس هم از محل و مکان تأسیسات فوق، اطلاع داشته باشند و هم امکان بازرسی از درون آنها داشته باشند؟ جا دارد متذکر شوم که از ابتدای مناقشات آمریکا و متحدان اروپاییاش با ایران بر سر برنامه هستهای ایران، این نخستینبار است که آمریکاـاروپاییان یکچنین دسترسی اطلاعاتی بیکران به تمام اجزاء و جوارح و جزئیات تأسیساتی و کارگاهی و تولیدی، و محل و آدرس آنها پیدا میکنند. بهطوری که اینک بهنظر میرسد تعلیقهای خفتبار سال ۱۳۸۲ در مقایسه با این مجموعه از تعلیقها، توقفها، نظارتها، بازبینیها، و از بینبردن اورانیوم غنیشده ۲۰% و تبدیل اورانیوم ۵% به اکسید اورانیوم، چقدر کمتر رسوا و حقارتانگیز است.
پیش از طرح تعهدات داوطلبانه آمریکا و متحدانش، خوبست یک جمعبندی از اقدامات داوطلبانه ایران داشته باشیم.
امیدوارم این جمعبندی، قدری اگر نه کاملاً، زمینه را برای پاسخگویی به برخی از سؤالات ابتدای این تحلیل فراهم کرده باشد.
ـ آیا اینک میتوان مدعی شد که “در نتیجه این ابتکار … قدرتهای بزرگ به این نتیجه رسیدهاند که تحریم و فشار راه به جایی نخواهد برد و … راهی جز احترام متقابل و مذاکرۀ عزتمندانه وجود ندارد”؟
ـ آیا این سخن درست است که “فرزندان انقلابی … توانستند حقانیت ملت ایران در فعالیتهای هستهای را در صحنۀ بینالمللی اثبات کنند”؟
ـ آیا بهراستی “همه اصول و خطوط قرمز نظام” در این مذاکرات و توافقنامه رعایت شده است؟
ـ آیا بهواقع “حقوق هستهای و حق غنیسازی ملت ایران، مورد اذعان قدرتهای جهانی ـــ که سالها سعی بر انکار آن داشتند ـــ قرار گرفته است”؟
ـ آیا این سخن درست است که “دستاورد قطعی این توافق اولیه، به رسمیت شناختهشدن حقوق هستهای ایران است”؟
ـ آیا سخن آقای دکتر ظریف (۳/۹/۹۲) درست است که “بر اساس این توافق، ساختار برنامه هستهای جمهوری اسلامی ایران به طور کامل حفظ میشود”؟
ـ آیا سخن آقای دکتر ظریف (۲۷/۹/۹۲) درست است که “ساختمان برنامه هستهای ما حفظ شده است”؟
ـ آیا سخن معاون بینالمللی وزیر امور خارجه، آقای دکتر عراقچی، درست است که “ما اقداماتی را در گام اول توافق کردهایم که باعث میشود کل ساختار هستهای کشور حفظ شود، هیچ دستگاهی خاموش نمیشود و هیچ برنامهای به عقب باز نمیگردد”؟
ترکبرداشتن یا فروپاشی ساختمان تحریمها!، کدام؟
اینک وقت آن رسیده که ملاحظه کنیم آمریکا و متحدان اروپاییشان متعهد به چه اقدامات داوطلبانهای شدهاند.
۱ـ”تلاشها جهت کاهش بیشتر فروش نفت خام ایران مکث شود، بهطوری که مشتریان موجود بتوانند میانگین موجود نفت خام را خریداری کنند. امکان بازگشت مقدار توافقشدهای از درآمدهای نفتی که در خارج مسدود شدهاست، فراهم شود. برای این قبیل فروش نفت، تحریمهای اتحادیه اروپا و آمریکا بر خدمات بیمهای و حمل و نقل مربوطه تعلیق میشود.”
ملاحظه میشود که در اینجا، تلاشهای بیشتر برای کاهش است که مکث میشود و این یعنی میزان تحریمهای فروش نفت کماکان بهقوت سابق و موجود خود باقی خواهد ماند. آنچه با مکث، و نه توقف یا برچیدن ساز و کارها، مواجه میشود، تلاشهای هرچه بیشتر برای گسترش تور تحریم برای فروش نفت خام ایران است. بهعلاوه، ایران نمیتواند نه مشتریان موجود خود را، که بههرحال توانسته بودند از تور تحریم آمریکا حذر کنند، تغییر دهد و نه میتواند میزان فروش نفت خام خود به همین خریداران را افزایش دهد. آیا دیده میشود که این نخستین و ظاهراً بزرگترین اقدام آمریکا و متحدان اروپاییاش بهنحوی مصداق ضربالمثل “روغن ریخته را نذر امامزاده کردن” است؟ پرواضح است که اگر آمریکا و متحدانش میتوانستند مشتریان موجود ایران را صید تور تحریمهای نفتی کنند، بدون هیچ تعللی این کار را میکردند و بر فشار بر ایران میافزودند. در این گام نخست، آمریکاییها بسیار هوشمندانه دست از چیزی برداشتند که احتمال داشت در آینده و با تلاشهای بسیار و صرف هزینههایی، در اختیار داشته باشند!
در اینجا یک سؤال مبنایی باقی میماند: ایران بهراستی چگونه میتواند “مکث” آمریکا و متحدان اروپاییاش را راستیآزمایی کند؟ آیا اساساً امکان راستیآزمایی در این زمینه وجود دارد؟
امّا فراهم کردن امکان بازگشت مقدار توافقشده! ملاحظه میشود که در اینجا صحبت از بازگشت داراییهای مسدودشده نیست، بلکه فراهم کردن امکان بازگشت. و این یعنی، اولاً اطناب و تطویل هرچه بیشتر، و ثانیاً کنترل دقیق بازگشت مقدار توافقشدۀ داراییها. از این مهمتر،
ـ “مقدار توافقشده” چقدر است؟
ـ چرا مطلبی به این مهمی در متن توافقنامۀ منتشره، ذکر و قید نشده است؟
ـ بهراستی چه ملاحظات اطلاعاتیـ امنیتی میتوانسته در اینجا مطرح و مؤثر باشد؟
ـ آیا امکان دارد این مقدار شفاهاً در راهرویی یا در ضیافت شامی حل و فصل و توافق شده باشد؟!
ـ آیا، در اینصورت، میتوان نتیجه گرفت که توافقنامۀ تفصیلیِ مهم دیگری با ذکر اعداد و ارقام مشخص وجود دارد؟
ـ در اینصورت، آیا نمایندگان مجلس شورای اسلامی از این توافقنامۀ تفصیلیِ مهم خبر دارند؟
ـ آیا کمیسیون روابط خارجی و امنیت ملّی مجلس شورای اسلامی از آن خبر دارد؟
ـ هیئت رئیسۀ مجلس چطور؟
ـ شورای امنیت ملی کشور هم؟
ـ آیا امکان دارد مراجع و مقامات مشابه فوق در آمریکا و اسرائیل و اروپا، همه بیاطلاع باشند؟ امکان دارد؟!
ـ آیا جا ندارد سؤال کنیم: نامحرم در این میانه کیست؟ کیست که در این دنیا نباید از مفاد توافقشدۀ تفصیلیِ بسیار مهم دیگر، آگاه شود؟
۲ـ”تحریمهای آمریکا و اتحادیۀ اروپا در موارد ذیل تعلیق میشود:
الف) صادرات پتروشیمی ایران، منجمله تحریم بر خدمات مربوطه.
ب) طلا و فلزات گرانبها، منجمله تحریم بر خدمات مربوطه.”
ضمن استفسار از برخی از مسئولان و افراد مطلع آشکار شد که ایران اساساً صادرات پتروشیمی نه به آمریکا دارد و نه به اروپا. بهعلاوه، عمده صادرات پتروشیمی ایران به خاور دور صورت میگیرد و تحریمها تأثیر قابلتوجهی در این زمینه ایجاد نمیکند. همچنین، در مورد طلا و فلزات گرانبها، ایران با مشکلاتی در این زمینه مواجه نیست. زززیثق؟؟؟؟؟؟
۳ـ “تحریمهای آمریکا بر صنعت خودروی ایران، منجمله تحریم بر خدمات مربوطه تعلیق میشود.”
جای تأمل است آیا مراد از این بند، فراهمکردن زمینۀ صادرات خودروی آمریکایی به ایران است یا نوعی همکاری با صنعت خودروسازی؟! با توجه به موضعگیریهای منظم و پایدار آمریکا نسبتبه انقلاب اسلامی ایران، آیا میتوان تصور کرد که این تعلیق تحریم، جهت همکاری صنایع خودروسازی دو کشور صورت بگیرد؟ آیا تعلیق این تحریم، موجب گشایشی در اقتصاد ایران خواهد شد و یا در صنعت خودروسازی بهشدت مسئلهدار آمریکا؟
۴ـ “مجاز کردن تدارک و نصب قطعات یدکی در ایران، برای ایمنی پرواز هواپیماهای کشوری و خدمات مربوطه. مجازکردن بازرسی و تعمیرات در ایران، منجمله خدمات مربوطه.”
این بند، پاورقی درخور تأمّلی دارد: این تعلیق تحریم میتواند علاوه بر ایران ایر، شامل هر شرکت هواپیمایی مشخصناشدهای بشود. این مشخصناشدگی چه دلالتی دارد؟ و در عمل قرار است چه اتفاقی بیفتد؟ آیا اطلاعات حاصل از این بازرسیها و تعمیرات، بعدها به کار تحریم هرچه دقیقتر و مؤثرتر در این زمینه نمیآید؟
۵ـ “هیچ تحریم جدید مرتبط با هستهای توسط شورای امنیت سازمان ملل انجام نخواهد شد.”
آیا با این بند، ایران بهتلویح، قطعنامههای تحریمی سابق شورای امنیت را، که سابقاً و مستمراً غیرقانونی و فاقد وجاهت حقوقی اعلام کرده بود، نپذیرفته است؟
۶ـ “هیچ تحریم جدید مرتبط با هستهای توسط اتحادیۀ اروپا انجام نخواهد شد.”
۷ـ “دولت آمریکا، متناسب با وظایف مربوطۀ رئیس جمهور و کنگره، از تحمیل تحریمهای جدید مرتبط با هستهای، خودداری خواهد کرد.”
ملاحظه میشود که بندهای ۵ ، ۶ ، و ۷ که در عمل، تمامیت ساختمان یا رژیم تحریم موجود را تشکیل میدهند، به هیچ وجه شامل مصوبات، سیاستها، و تصمیمات گذشتۀ تحریمی نمیشوند. و این یعنی، تحریمهای شورای امنیت سازمان ملل، اتحادیۀ اروپا و آمریکا، کمافیالسابق بهقوت خود باقی خواهند ماند.
ـ در این صورت، آیا سخن آقای دکتر ظریف (۲۷/۹/۹۲) درست است که “در حال حاضر، ساختمان تحریمها و فضای ایجادشده، فروریخته است”؟
ـ و نیز، آیا بهراستی آنطور که آقای دکتر روحانی قائل است رژیم تحریم، “ترک برداشته است”؟
ـ نیز، آیا سخن آقای دکتر ظریف (۲۷/۹/۹۲) درست است که “بر اساس توافقنامۀ ژنو، همۀ تحریمهای شورای امنیت و تحریمهای دوجانبه و چندجانبه برداشته خواهد شد”؟
ـ نیز، آیا سخن آقای دکتر ظریف (۳/۹/۹۲) درست است که “تحریم نفتی ایران متوقف میشود و … درآمدهای نفتی آزاد خواهد شد”؟
۸ـ “ایجاد یک کانال مالی جهت تسهیل تجارت بشردوستانه برای نیازهای داخلی ایران با استفاده از عواید نفتی مسدودشده در خارج. تجارت بشردوستانه بهگونهای تعریف میشود که شامل مواد غذایی و محصولات کشاورزی، دارو، ابزار و ادوات پزشکی، و هزینههای پزشکی ایجاد شده در خارج از ایران میشود. این کانال شامل بانکهای خارجی معینشده و بانکهای ایرانی نامعینی است که هنگام ایجاد کانال، مشخص خواهد شد.”
دو مطلب در مورد این بند، قابل توجه است. نخست اینکه، این بند به گونهای صورتبندی شده که ناخودآگاه انسان را به یاد کشورهای قحطیزده و یا خشکسالیزدۀ فقیر میاندازد. و حال آنکه هر مقیاسی را اتخاذ کنیم، ایران در زمرۀ کشورهای ثروتمند یا بالنسبه ثروتمند قرار میگیرد. در هر حال، ایران با توجه به امکانات و ثروت طبیعی و نیروی انسانی رویهمرفته کارآمد یا بسیار کارآمد و مجرّب، همچون تقریباً تمام کشورها، گهگاه در موارد یا زمینههایی نیازمند مقداری واردات خواهد بود و البته همزمان در موارد دیگری، توان صادراتی دارد. دوم اینکه، اساساً قوانین آمریکا، این قبیل کالا را معاف از تحریم کرده است و نیازی به ذکر آن در زمرۀ تعلیقات نبوده است. جان کری، وزیر امور خارجه آمریکا، در اطلاعرسانی مطبوعاتیاش بعد از توافقنامۀ ژنو، در همان روز ۲۴ نوامبر ۲۰۱۳ اظهار میکند “ما همچنین تراکنشهای بشردوستانهای را فراهم میکنیم که از پیش، قوانین آمریکا اجازه داده است. هیچ چیزی تغییر نمیکند. در واقع، قوانین تحریم بهطور مشخص، کمکهای بشردوستانه را معاف میکند. بنابراین، این کانال هیچ منبع مالی جدیدی را برای ایران فراهم نخواهد کرد …”. تقریباً عین همین عبارت در برگۀ اطلاعاتی منتشره توسط دفتر دبیر رسانهای کاخ سفید، مورخ ۲۳ نوامبر ۲۰۱۳ نیز ذکر شده است. با توجه به اینکه تراکنشهای بشردوستانه، معاف از قانون تحریمها بوده است، آیا ملاحظه میشود که تیم مذاکرهکنندۀ ایران چه میزان دقت و ظرافت حرفهای در مذاکرات اعمال کرده است؟!
۹ـ “این کانال همچنین موارد ذیل را فراهم میکند:
الف) تراکنشهای بانکی برای پرداخت تعهدات مالی ایران به سازمان ملل.
ب) تراکنشهای بانکی جهت پرداخت مستقیم شهریههای دانشجویان ایرانی خارج از ایران به دانشگاهها و کالجها، تا میزان مبلغ توافقشده برای بازۀ ششماهه.”
بهراستی چرا باید بهمحض کمترین امکان دسترسی به بخشی از درآمدهای نفتی مسدودشده، بدهیهای حق عضویت به سازمان ملل و سایر سازمانهای عضو خانوادۀ سازمان ملل پرداخت شود؟ بهعنوان یک نمونۀ گویا، آمریکا خود سالهاست مقادیر قابلتوجهی بدهی به سازمان ملل دارد و این پدیدار کمابیش رایجی است که کشورها به علل مختلف، ناکام از پرداخت تعهدات مالی خود به سازمانهای بینالمللی میشوند. آنچه اما بهشدت جای سؤال دارد، این است که این معوقات دقیقاً چقدر است؟ و آیا ایران تعیین میکند چه میزان از بدهیهای خود را پرداخت نماید یا دولت آمریکا؟
همچون بازگشت “مقدار توافقشدۀ” بخشی از داراییهای مسدودشدۀ ایران، در اینجا نیز با تعبیر “مبلغ توافق شده” مواجه میشویم. بدینترتیب، باید سؤال کرد این “مبلغ توافق شده” چقدر است و در کجا ذکر و قید شده است؟ ملاحظه میشود که این اشاراتْ وجود توافقنامۀ تفصیلی دیگری را گریزناپذیر میکند، توافقنامۀ دیگری که مبالغ و جزئیات بسیار مهم اعداد و ارقام در آن مشخص گردیده است.
ـ بهراستی چرا انتشار توافقنامۀ تفصیلی مهم دوم، محرمانه و مخفی شده است؟
ـ در این جا نامحرمان چه کسانیاند؟ آمریکاییها؟ اسرائیلیها؟ و یا ملت ایران؟
۱۰ـ “افزایش آستانههای صدور مجوز برای تراکنشهای تجاری غیر تحریم شده تا مبلغ توافقشده”. در اینجا نیز، “مبلغ توافقشده” ذکر نشده است. این بند بهقدری مبهم طراحیشده که ابداً روشن نیست چه تبعات مالی برای ایران در برخواهد داشت. آنچه امّا آشکار است اینست که این تراکنشها در مورد تجارتهای تحریمناشده است. بنابراین، این سؤال مطرح میشود که چرا در بخش اقدامات داوطلبانۀ آمریکا و متحدان اروپاییاش قرار گرفته است؟
بخش چهارم توافقنامۀ ژنو در واقع خطوط و مواضع کلّی را ترسیم میکند و جزئیات و تفصیل را موکول به مذاکرات آتی کرده است. لذا بسیار مهم و راهبردی است. این بخش دارای هفت بند و یک پاورقی بسیار مهم و مبنایی است. یک بند دربارۀ بازۀ درازمدتی است که باید مورد توافق قرار گیرد. بند دوم توجه را به حقوق و وظایف اعضای پیمان عدم گسترش معطوف میکند. بند سوم دربارۀ برداشتن جامع تحریمهای شورای امنیت، چندجانبه، و ملی است. بند چهارم درباره غنیسازی است و بند پنجم درباره رآکتور آب سنگین اراک و برطرفکردن نگرانیها نسبت به آن. بند ششم درباره اقدامات شفافساز و نظارتهای تشدیدشده است. و بالأخره، بند هفتم چهارچوبی برای برنامۀ هستهای ایران در درازمدت را ترسیم میکند.
بند سوم: “برداشتن کامل تحریمهای مرتبط با هستهایِ شورای امنیت سازمان ملل، چندجانبه و ملّی، …”.
ـ با توجه به اینکه این گام قرار است پس از تحقق و اجرای تمام تعهدات ایران آن هم در بازهای درازمدت برداشته شود، آیا سخن آقای دکتر ظریف (۲۷/۹/۹۲) درست است که “بر اساس توافق ژنو همۀ تحریمهای شورای امنیت و تحریمهای دوجانبه و چندجانبه هستهای برداشته خواهد شد”؟
نظر به اهمیت بند چهارم که دربارۀ غنیسازی است آن را به همراه بند هفتم که چهارچوب برنامه هستهای ایران را تعیین و ترسیم کرده است بهطور مستقل در بررسی دیگری مورد تحلیل قرار خواهیم داد.
بند پنجم درباره رفع نگرانیها درباره رآکتور اراک است. این بند تتمهای دارد که بدون هیچ قید زمان و مکان، کاملاً قاطع و برنده، تصریح میکند: “هیچ بازفرآوری و یا ساخت تأسیساتی برای بازفرآوری نباید صورت گیرد.” ملاحظه میشود که در این بند سخن از رفع نگرانیها رفته است. و روشن است که دیوار و دامنه این “نگرانیها” چقدر میتواند بلند و بیکران باشد! اگر در مورد رآکتور آب سنگین اراک شک و شبههای وجود دارد، خوبست سخنان جان کری در پاسخ به سؤالات نمایندگان کنگرۀ آمریکا را بهدقت مرور کنیم. کسانی که کمترین شناختی از ساز و کار قدرت در آمریکا دارند، میدانند که این سخنان مکر و دروغ نیست. و نمایندگان کنگره همه، آنچنان انسانهای سادهلوح و بیاطلاعی نیستند: “نیروگاه اراک برای ما غیرقابلقبول است. بنا بر این توافق، ایران تمام ذخایر اورانیوم ۲۰٪ خود را بیاثر میکند. یعنی آن چیزی که نخست وزیر نتانیاهو در سازمان ملل روی یک تصویر نقاشیشده نشان داد، اکنون ۲۰۰ کیلوگرم به صفر میرسد. … نیروگاه اراک برای ما غیرقابلقبول است. ما در گام اول توانستیم از آغاز به کار آن، تزریق مواد و همچنین نصب قطعات نصبنشده جلوگیری کنیم. داشتن یک نیروگاه آب سنگین برای ایران، غیرقابلقبول است … این تنها یک گام اول است، و براساس گام آخر که آمریکا دید واضحی از آن دارد، داشتن یک نیروگاه آب سنگین برای ایران، غیرقابلقبول است و آنها نمیتوانند چنین نیروگاهی داشته باشند.” (۱۰ دسامبر ۲۰۱۳).
همانطور که در بالا گفتیم، راهحل جامع دارای یک پاورقی بسیار مهم و مبنایی است: “نسبت به گام نهایی و هر گامی در این میان، اصل مبنایی که “هیچ چیز توافق نشده تا بر سر همه چیز توافق شود” حاکم است.” این پاورقی ِظاهراً ناقابل و ظاهراً بدون تبعاتِ ریز و درشت چه پیامدهایی میتواند داشته باشد؟ این اصل، خیلی ساده، میگوید چنانچه بر سر موضوعی در مرحله راهحل جامع توافقی صورت نگیرد به معنای این خواهد بود که توافق بر سر موارد دیگر از جمله موارد توافقشده در گام اول ـــ همان توافقنامۀ سوم آذرماه ۱۳۹۲ـــ منتفی خواهد شد. امکان دارد به نظر رسد که با توجه به این که این اصل بهنحو متوازن یا متعادلی بیانشده برای هر دو طرف تبعات یکسانی را در پی خواهد داشت. متأسفانه امّا اینطور نیست! اینطور نیست که تبعات یکسانی برای هر دو طرف خواهد داشت. زیرا اجزاء توافقشده در گام اول ابداً یکسان نیست که در صورت عدم توافق بر سر هر یک از اجزاء و بندهای گام نهایی پیامدهای یکسانی برای هر دو طرف به بار آورد. بهطور مشخص، همانطور که در بالا ذیل بخش رصدهای گستردهشده یا دسترسی بیکران اطلاعاتی ملاحظه کردیم ایران چهار بند را متعهد شده است که بند اول بهتنهایی ایران را موظف میکند اطلاعات وسیعی درباره برنامههای ایران برای تأسیسات هستهای، درباره هر یک از ساختمانهای هر یک از مراکز هستهای، درباره مقیاس عملیات هر یک از مکانهایی که سهمی در فعالیتهای هستهای دارند، درباره معادن اورانیوم و نیز کارخانجات نورد اورانیوم در هر جای کشور، و بالأخره درباره منبع تمام مواد مورد استفاده در اختیار آژانس بین المللی انرژی اتمی ـــ در واقع، در اختیار آمریکا و متحدان اروپایی و اسرائیلی و عربی آن ـــ قرار دهد. و ضمناً قید شده که تمام این اطلاعات باید ظرف سه ماه در اختیار آژانس گذاشته شود. اینک تصور کنید پس از گذشت سه ماه، در مورد رآکتور بسیار مهم اراک که برای آمریکا و اسرائیل از بیخ و بنیان “غیرقابلقبول” است وزارت خارجه ایران، بنا به ملاحظاتی از جمله فشار افکار عمومی، با آمریکا بر سر نحوه یا چگونگی عقیمسازی یا برچیدن کامل رآکتور اراک به توافق نرسند. در اینجاست که آن پاورقیِ ظاهرا ناقابلْ قابلیت و ثمرات سهمگین خود را بیسروصدا آشکار میکند! موافق اصل موردبحث، در آن هنگام، توافقنامه ژنو، خیلی ساده، بیاعتبار و منتفی میشود. امّا در آن زمان، ما و آمریکاییها در چه وضعی قرار داریم؟ ما، با احتساب تنها یکی از بندهای چهارگانه جهت دسترسی بیکران و بیسابقه طول تاریخ، اطلاعات فوقالعاده راهبردیِ صنعتیـامنیتی خود در زمینه معادن اورانیوم، کارخانجات نورد اورانیوم، تأسیسات هستهای، و هرگونه تأسیسات یا کارگاههای مرتبط با هستهای را تقدیم آمریکا کردهایم و حال آنکه آمریکا، چنانچه تمام بندهای اقدامات داوطلبانهاش را لحاظ کنیم، تنها اجازه داده بخشی از مبلغ محرمانۀ توافقشده به ایران داده شود ـــ یک یا دو قسط از ۴٫۲ میلیارد دلار! ـــ تعدادی از قطعات هواپیماهای کشوری تحویل و تعویض شود، احتمالاً مقداری طلا و فلزات گرانبها توسط ایران صادر یا وارد شود، مقداری پتروشیمی که در حال هم چندان دچار مشکلات تحریمی نبوده، صادر شود، و بالأخره مقداری خودروی آمریکایی از دترویت آمریکا وارد بازار مصرف ایران شود. چکیده گوئیم: ما اطلاعاتی را دادهایم که بههیچوجه برگشتپذیر نیست و تا سالهای سال بر مذاکرات و معاملات و توافقات سیاسی و اقتصادی سایه سنگین و سیاه خود را خواهد افکند و در مقابل، آمریکا بخش کوچکی از عواید فروش نفت ما در این ششماه را بهطور اقساطی به ما داده و مکثی در تلاشهای بیشتر برای گسترش تور تحریم فروش نفت را اعمال کردهاست، مکثی که هر لحظه میتواند مرتفع کند، مکثی که کاملاً برگشتپذیر است بدون اینکه کمترین هزینهای بر آمریکا و همپیمانانش تحمیل کند.
روشن است که در اینجا تنها یک بند از تعهدات ایران را در مقابل تقریباً تمام تعهدات آمریکا و اروپائیان قرار دادیم. برای اجتناب از اطاله کلام، ارزیابی برگشتپذیری یا ناپذیری یکایک تعهدات دوازدهگانه ایران، میزان، چگونگی، و هزینههای مترتب بر هر یک از آنها را بر عهده خوانندگان هوشمند و دقیق میگذارم.
چنانچه این ارزیابی بهدقت و صبوری هر چه بیشتر انجام شود مشکل میتوانم تصور کنم کسی بتواند هوشمندی، درایت، و دقت طرف آمریکایی و اروپایی را تحسین نکند. و در مقابل از این همه بیدقتی و وادادگی طرف خودمان احساس تألّم و تأسف عمیق نکند.
نتیجه گیری
به نظر میرسد امروزه بیش از هر زمان دیگری نیاز است که نهادهای متولی سیاست خارجی و نهادهای تاثیرگذار در این موضوع، از قبیل مجلس شورای اسلامی، شورای امنیت ملی، و دولت، در چهارچوب رهنمودهای رهبریت انقلاب به طور دقیق و مشخص اصول و خطوط قرمز نظام در موضوع هستهای را به صورت شفاف و آشکار تعریف و تبیین نمایند. البته پرواضح است که تعیین و ترسیم این خطوط راهبردی، نیازمند جریانی فکریـاجتماعی است، جریانی بسیار پرتضارب و زمانبر و پر افت و خیز ، که این قبیل مراجع و نهادها نهایتاً بهنحوی از آن جریان تغذیه میکنند. یکی از مهمترین درسهایی که از این تحلیل بهتدریج آشکار میشود اینست که اصول و خطوط قرمز نظام بیشتر شبیه جادههای مالروی کوهستانی بسیار نادقیق و بسیار انعطافپذیرند، جادههایی که، به جهت عدم تدقیق و تعیین آن توسط مراکز و نهادهای فوق، در مذاکرات با غربیان و بهویژه دولت آمریکا حدود و ثغوری عملیاتی، ملموس، و دقیق پیدا میکند. اگر در این سخن تردیدی وجود دارد. کافیست یکبار دیگر موضعگیریهای نمایندگان مجلس و عموم رجال سیاسی را از سوم آذر ۹۲ به بعد مرور کنید. البته روشن است که برخی از رجال سیاسی و علمی، موافق سنت دیرینِ “هرچه آن خسرو کند شیرین بود” رفتار میکنند و ابداً هم برایشان مهم نیست که خسرو کیست و چه میگوید و چه میکند. مهم فقط آنست که خسرو چهار سال بر اریکه قدرت نشسته است. امّا انصاف دهیم! همه رجال سیاسی و علمی ما اینگونه رفتار نمیکنند.
لازم است تصریح کنم، وضعیت خطوط قرمز و راهبردی ما، نه عیبناک و معیوب که بهشدت لیز و لغزنده و متحرک است، و این صد البته که برای حیات اتقلاب اسلامی و استمرار آن مهلک است. در نتیجه، لازمست این خطوط طی فرآیندی نقادانه مورد تدقیق و تنقیح قرارگیرد.
روشن است که البته ما میتوانیم کماکان به وضع موجود خود ادامه دهیم. و در نتیجه، پس از هرگونه مذاکرات و توافقاتی میتوان جریان طبّالی و پایکوبی عمیقا تاسفانگیزی را، البته بهمدد همراهیهای بسیار عامیانه و گاه عوامفریبانه رسانههای رسمی و غیر رسمی و نیز جراید تحت حمایت ’استوانههای‘ مصلحت نظام، به راه انداخت. امّا یادمان باشد رقبای مستکبر و جنایتکار ما ابداً از این جشن و دستافشانیها، و دعاوی شگفتانگیزِ بسیار تأملبرانگیز متأثر و متحیّر نمیشوند. دعاوی تأملبرانگیزی نظیر “فرزندان انقلابی … توانستند در مذاکراتی دشوار و پیچیده، حقانیت ملت ایران در فعالیتهای هستهای را در صحنه بینالمللی اثبات کنند”، “توفیق در این مذاکرات نشان داد که میتوان با رعایت همه اصول و خطوط قرمز نظام، با ارائه منطقی و مستدل مواضع ملت ایران … قدرتهای بزرگ را نیز به احترام به حقوق ملت ایران فراخواند”، و نیز “دستاوردهای قطعی این توافق اولیه، به رسمیت شناختهشدن حقوق هستهای ایران و حراست از دستاوردهای هستهای فرزندان این مرز و بوم بوده است”. و بسیار عبرتآموزتر اینکه، حتی برای اینکه توانستهاند ثابتقدمانه خطوط قرمز ما را با موفقیت مطابق منافع و امنیت ملّی خود و همپیمانانشان هرچه دقیقتر و اجراییتر ترسیم و تعیین کنند ابداً دست بدین قبیل قیل و قالها و تبریکگوییهای نادرست و سؤالبرانگیز نمیزنند. آمریکاییان و متحدانشان از این صحنه متأثر نمیشوند لیکن درسهایی میگیرند. و از جمله مهمترین آنها اینکه: میشود به دموکراسی ایرانی امید بست. دموکراسیای که از دل آن دولتهایی به قدرت برسند که با ما در مجموع، اگرنه همدل، دستکم از سر بیتدبیری یا سوءتدبیر همراه و همسو باشند. دولتهایی که برخی از مهمترین دغدغههای حساس و راهبردی ما را از سر بیتدبیری رعایت یا رفع کنند. و بهعلاوه و بسیار مهمتر، بتوانند از سر سوءتدبیر یا بیتدبیری و درایت جریان اصلی انقلاب و نظام را با لطایفالحیل رسانهای از درون به سمت و سوی اهداف ما سوق دهند. و مهمترین هدف راهبردی ما را، که عبارت باشد از مطیع و منقاد کردن ایران درون جریان حاکم و عمده نظام بینالمللیِ ساخته ما، با تردستی، و وجاهتی کمنظیر، و بدون کمترین هزینهای برای ما، تحقق بخشند. و این همه کار، توأم با تأیید و تحسین و تبریک عموم رجال سیاسی و رسانهای. به نظر این بنده، این کاری است کارستان و قطعاً شایسته تبریک و تهنیت، تبریک و قدردانیای که آمریکاـاروپاییان هوشمندانه و بیجار و جنجال، مطابق عرف رفتار بینالمللیشان، از طریق حساب و کتابهای ویژهای بدان اهتمام خواهند ورزید.
ـ لازمست در آخر متذکر شوم که در این مقام به موضوعات مهم و مرتبط دیگری از قبیل حق غنیسازی، برنامه غنیسازی ایران، چرایی موضعگیری رژیم صهیونیستی، چگونگی و چرایی موضعگیری رهبری انقلاب، ماجرای اعلامیه اطلاعاتی کاخ سفید و مقادیر و مبالغ مندرج در آن، و هدف راهبردی مشترک آمریکا و اتحادیه اروپا از توافقنامه ژنو و راهحل جامع نپرداختهام. این موضوعات بهنوبه خود شایسته بحث و ارزیابی است، بهعونالله و فضله و کرمه.
ـ بار خدایا! به حرمت و قداست خون شهدای هستهای ـــ شهید علیمحمدی، شهید شهریاری، شهید احمدیروشن، شهید رضایینژاد ـــ راستگویان و خادمان را مزید توفیقات، برکات و عاقبتبخیری عطا فرما و غیر اینان را ،اگر قابل هدایتاند، هدایت فرما، و گرنه رسوا و لعنت فرما.
روز اربعین، ۲ دیماه ۱۳۹۲٫
منتشر شده در: رجا نیوز