در این رساله[*] میخواهم رویکرد فراگیری برای اصلاح ”عرصة حکمرانی“، ”عرصة سیاستورزی“، و ”عرصة فرهنگ سیاسی جمهور“ پیشنهاد کرده، برای آن استدلال ارائه کنم[1]. امروزه گاه با افرادی مواجه میشویم که بعضاً بالصّراحه و گاه تلویحاً از ”فروپاشی“ نظام یا، به تعبیر دیگری، ”پوستاندازی“ قریبالوقوع و یا نهچندان دیر و دور حاکمیت سخن میگویند. شاید […]






























