در صورتی که آمریکا تحریمهای به اصطلاح هستهای را تحت عنوانهای برنامهٔ موشکی ایران و یا تحت عنوان سیاست منطقهای ایران احیاء و فعّال کند، آیا ایران میتواند بطور محکمهپسندی به آمریکا اعتراض کند و آن را نقض برجام اعلام کند؟
در صورتی که آمریکا تحریمهای به اصطلاح هستهای را تحت عنوانهای برنامهٔ موشکی ایران و یا تحت عنوان سیاست منطقهای ایران احیاء و فعّال کند، آیا ایران میتواند بطور محکمهپسندی به آمریکا اعتراض کند و آن را نقض برجام اعلام کند؟
بنظرم یکی از مهمترین عوامل تضعیف خانۀ ملّت و، در نتیجه، خود ملّت و نقش جمهور مردم در حکمرانی، ایجاد شوراهای عالی در حوزههای مختلف بسیاری است که تدریجا از سال 1359 آغاز گشت.
بسیاری از کسانیکه به ولایت فقیه، شورای نگهبان، مجمع مصلحت نظام، و بسیاری از نهادهای فعلی دیگر نقد و یا احیانا اعتراضات اصولی دارند چنانچه افراد محبوبشان سر از آن مناصب درآورند اعتراض و انتقاداتشان اگر نه کاملا دستکم عمدتا مرتفع میشود.
در یادداشت مفهومی-نظری اخیرم با عنوان ”حکمرانی برای خلق در مقابل حکمرانی برای خدا“ گفته بودم که تغایر یا تعارض داشتن ”هدف از دینداری“ و ”هدف از حکمرانی“ بستگی تام دارد به اینکه تلقّی ما از دینداری و حکمرانی چه باشد. در آخر بحثم به اینجا رسیدم که هریک از ما تلقّیمان از دینداری و […]
اخیراً در یادداشت بسیار کوتاهی خواندم که «هدف دینداری تأمین رضایت خداوند و هدف حکومتداری هم جلب رضایت عموم مردم یک جامعه است.» اگر چه در آن نوشته هیچگاه به صراحت حکمرانی برای خلق در مقابل حکمرانی برای خدا قرار داده نشده اما بعید به نظر میرسد که خوانندۀ آن یادداشت، این برداشت را نکند، […]
توصیه میکنم کسانی که عشق و عرق و شفقتی نسبت به ملّت ایران در قلبشان جاری است تلاش کنند لایههای ژرفتر و زیرین ”حکمرانی حاجآقائی“ را صبورانهتر و بصیرتمندانهتر ببینند و به فکر ترمیم و تصحیح بسیار تدریجی و گام به گام این انبوه هنجارها و رویهها و عادات حکمرانیِ ویرانگرِ ضداسلامیِ ضدجمهوریتیِ ضد مردمی بیافتند.
هرگاه ملّتی سرنوشت خود را به دست گروهی از معتمدان خود بسپارد و صحنۀ سیاست (شامل نظارت بر سیاست) را ترک کند و یا تدریجا به لطایفالحیلی وادار به ترک شود، استبداد و خودکامگی حاکمان اجتنابناپذیر میشود.
نمیدانم آخرین باری که سنگهای این قبور ترمیم و یا تعویض شدهاند کی بوده ـــ بلافاصله بعد از بهمن 57 و یا در دههٔ شصت ـــ علیحاله بعید میدانم شهرداری تهران و شورای شهر تهران نیازی داشته باشند تا اهمیت حیاتی حفظ چنین میراث فوقالعاده گرانبهایی به ایشان گوشزد شود.