تامس کوهن نظریهای موسوم به نظریه پارادایمهای علمی ارائه میکند که، برخلاف اسلاف پوزیتیویست و نگتیویست خود، بهنحو جدّی و تعیینکنندهای برخاسته و مأخوذ از عمل عالمان در تاریخ علم است. در این مقاله کوشیدهام سه کار انجام دهم. اوّل اینکه نشان دادهام چگونه کوهن در مطالعه تاریخ علم دچار نوعی تغییر گشتالتی میشود. دوّم اینکه نگرش گشتالتی را تشریح کرده نشان دادهام چگونه این نگرش نقش مهمی در نظریه کوهن ایفا میکند. و بالاخره، سعی کردهام نشان بدهم که چگونه تغییرات گشتالتی، پارادایمهای قبل و بعد از یک انقلاب علمی را قیاسناپذیر میکند.






