آرشیو مطالب : دسته: یادداشت‌ها

تعداد مطالب این دسته 65 عدد می باشد
تاملات سرخ ۷
۱۳۸۶-۱۱-۱۸

من مى گویم فیلسوف، انسانى است که باید امراض قلبى (نفسانى) بسیارى را درخود معالجه کند پیش از اینکه قیام به معالجت امراض فکرى اش ممکن شود.

تاملات سرخ ۶
۱۳۸۶-۱۱-۰۷

من مهم تر و بل ضرورى تر مى بینم که بگویم: انسان هایى هستند که بذر مى افشانند و انسان هایى هستند که درو مى کنند. به همین ترتیب، انسان هایى هستند که بار دیگران نیز مى کشند و انسان هایى هستند که بار خود بر دوش دیگران مى گذارند. علاوه بر این، انسان هایى هستند که بذر مى افشانند تا دیگران درو کنند و از دروکردن دیگران لذت مى برند و عشق مى کنند.

تاملات سرخ ۵
۱۳۸۶-۱۰-۲۷

بیاییم پرسش کنیم چرا باید مصائب و گرفتارى ها یا رنج ها را بپذیریم چرا بدترین کارى که مى توانیم انجام دهیم شورش علیه آنهاست پاسخ تلخ و ناگوار این است که مگر «انسان آزاد»، چاره اى و «مفرّى» جز پذیرش تلخکامانه و زهرآگین آنها دارد بیاییم بسیار جدّى ومصمّم پاسخى متفاوت از آنچه در این سؤال آمده بدان بدهیم. به گمان من هیچ مقدار تیزبینى و عمیق اندیشى لازم نیست تا خیلى صریح و روشن دریابیم که: افسوس! «انسان آزاد» بواقع هیچ مفرّ و گریزى جز پذیرش دردناکانه، زبونانه، ذلیلانه و در عین حال پوچ و بى معنى مصائب و آلام را ندارد. بنابراین، ویتگنشتاین «حق» دارد چنان توصیه «زقّوم» و «زمهریرى» کند. و در عین حال، ما هم «حق» داریم بپرسیم یا اعتراض کنیم که: آخر چرا چرا باید آنها را بپذیریم نه!

تاملات سرخ ۴
۱۳۸۶-۱۰-۲۰

از طرفى دیگر، اگر عمق را حمل بر قلب کنیم گام بزرگى بسوى حل معضلات بشر برداشته ایم، اما نه گامى که فى نفسه و بخودى خود کفایت کند. حاشا و کلا! با این گام بزرگ، معضلات و مسائل از سطح تعارضات، تزاحمات، و تداخلات تجربى عالم خارج – مسائلى که در سطح، محصول محدودیت منابع و امکانات است و در عمق، محصول و مولود وسعت، کثرت و بى کرانگى تعلقات و تمنیات و هوسات «انسان آزاد» است – محو و منتفى مى شود. اما این گام به تنهایى چاره ساز نیست زیرا…

افسانه آزاد اندیشی
۱۳۸۶-۱۰-۱۵

اینک این سؤال مطرح مى شود که چرا مفهوم روشنفکرى یا روشنفکرى دینى تن به هیچ قالبى نمى دهد و در مقابل تمام تلاش هاى وحدت بخش سرکشى و سرپیچى مى کند به تعبیرى مبسوط تر چرا نمى توان براى روشنفکرى یا روشنفکرى دینى چارچوب یا عرصه اى تعیین و تحدید کرد که مفهوم و مقبول همگان باشد و یا دست کم مفهوم و مقبول آنهایى باشد که خود را روشنفکر یا روشنفکر دینى مى دانند. پاسخ خیلى ساده، این است که …

تاملات سرخ ۳
۱۳۸۶-۱۰-۱۳

ویتگنشتاین بصیرتمندانه توصیه مى کند: این نحوه اى است که فلاسفه باید یکدیگر را سلام و تحیت کنند: «عجله نکنید» (۱۹۸۰: ص۸۰). توصیه شایسته اى است. لیکن من بایسته و حیاتى مى دانم که بگویم: «هرگاه فلاسفه یکدیگر را مى بینند باید جویاى احوال قلب یکدیگر شده، رسماً و علناً از یکدیگر بپرسند: «تازه کهنه، از قلبت چه خبر »! واقعاً!

تاملات سرخ ۱ و ۲
۱۳۸۶-۱۰-۰۶

به همین ترتیب، باید قائل شد که آدم هایى که مدام سؤال مى کنند «چرا خداوند زمین و آسمان ها را آفرید » ، «چرا انسان را آفرید » ،«چرا بهشت و دوزخ آفرید » ،و «چرا حساب و کتاب و میزان و عقاب وضع کرد » از دیدن خویشتن خویش و سؤال از چگونگى وضع قلب خود و هواى غالب بر قلب خود باز مى مانند.

خاموش از کنار هم عبور می کنیم!
۱۳۸۶-۰۱-۳۰

برای پاسخ به این سؤالات، که هر سه یک جوهره دارند، هشت محور در نظر گرفته‌ام و امیدوارم ابهامهای موجود در طرح این محورها با پرسش و پاسخ رفع شود. می‌خواهیم ببینیم چرا در ایران تولید معرفت به آن معنا نداشته‌ایم؟ این قصه، ماجرای ده سال، بیست سال و سی سال پیش نیست. قصه ابدا‌ً چیز جدیدی نیست که بگوییم در هفت هشت سال گذشته اتفاق افتاده یا ظرف بیست سال گذشته تولید معرفت عملا‌ً منتفی و بسیار ضعیف شده است.