آرشیو مطالب : دسته: یادداشت‌ها

تعداد مطالب این دسته 65 عدد می باشد
تاملات سرخ ۲۳
۱۳۸۷-۰۴-۳۰

آیا با توجه به تلقی و تصوری که دربارۀ ربط و نسبت مستقیم میان عقل، و تفقه و تفهم میان ما رایج و مقبول است این قول حضرت حق غریب و سؤال انگیز و بلکه مردود و مهمل بنظر نمی‌آید؟ چگونه می‌شود که فهمیدن و تفقه کردن انسان با مهر خوردن قلب او این چنین رابطۀ مستقیم علّی داشته باشد؟ اساساً، چه ربطی می‌تواند میان تفقه و قلب ما وجود داشته باشد؟

تاملات سرخ ۲۲
۱۳۸۷-۰۴-۲۳

آشکار است که اطمینان یافتن یا یقین پیداکردن به حقى، حقیقتى، و وجودى، امرى قلبى است نه عقلى یا استدلالى! اگر اطمینان و یقین امرى قلبى نمى بود عیسى ابن مریم علیه السلام به حواریون خود متذکر مى شد و تأکید مى کرد که من براى اثبات وجود خدا استدلال کرده ام و به شما به نحو معقول یا عقلانى ثابت کرده ام که خداى واحدى وجود دارد و من هم پیامبر و فرستاده اویم، و اینک شما مى خواهید قلوب تان را مطمئن کنید!

تاملات سرخ ۲۱
۱۳۸۷-۰۴-۱۶

برای رویکرد بسیار قدیمی و کماکان معتبر و مقبول برای بسیاری، پاسخ یا واکنش به سؤال «چه می توان کرد » عبارت است از تغافل و یا نادیده گرفتن دلالت صریح قول حضرت حق! اما رویکرد بسیار جدید، عبارت است از تاویل قول حضرت حق به گونه ای که با یکی یا برخی از تلقی ها یا نظریه های معاصر و جدید در علم شناسی (همان روش شناسی و فلسفه علوم)، معرفت شناسی، انسان شناسی، فلسفه دین، روانشناسی یا روانکاوی، و یا علوم اجتماعی توافق و تلائم داشته باشد

مصافى به قدمت تاریخ
۱۳۸۷-۰۴-۰۹

از طرفى «جریانى» ایستاده است که دانشگاهیان و حوزویان فراوان و نامدارى گروه گروه از آن حمایت مى کنند. احزاب و گروه ها و مطبوعات سازمان یافته و هماهنگ و آزموده تر مدرنیستى یکى پس از دیگرى به خیل عظیم و هیبت زاى حامیان آن مى پیوندند… در طرف دیگر، «جریانى» قرار داشت که به زحمت مى شد نام جریان بر آن چسباند. جریانى بى سرمایه و بى شیخوخیت، جریانى بدون زعامت و حمایت در لایه هاى مختلف حکومتى، مدیریتى و تجارتى.

تاملات سرخ ۲۰
۱۳۸۷-۰۴-۰۹

آیا وقت آن نرسیده که با تلقى ها و پیش پنداشت هاى مان درباره وجه ممیز انسان از سایر کائنات، و نیز درباره خود آن ممیزه و توانایى هاى مزعوم آن یکبار بطور جدى رودررو شویم و تعارض آشکار آنها را با فرمایشاتى از قبیل آنچه در آیه شریفه فوق صراحت یافته مورد مداقه و معاینه قرار دهیم و خاستگاه و منشأ ظهور آن تلقى ها، و ایضاً زادگاه و خاستگاه «تعلقات» مقوم و مروج آن «تلقیات» را مورد کاوشى تاریخى و تحلیلى قرار دهیم

تاملات سرخ ۱۹
۱۳۸۷-۰۴-۰۲

ما معمولاً و متعارفاً بر این باوریم که: خواه در قلوب آنها کجى باشد خواه نباشد، آنها انسان هایى هستند که ایمان آورده اند و با توجه به این که داراى عقل ممیز حق از باطل، خیر از شر، و سعادت از شقاوت هستند مى توانند دریابند که باید از محکمات پیروى کنند و در پى تأویل فتنه جویانه کتاب هم نباشند. و، بعلاوه از آنها مهم تر اینکه، درمى یابند که نباید در پى فتنه جویى باشند. اگر فرض کنیم، بدانگونه که حضرت حق فرموده اند، در قلوب آنها کجى است چرا باید این کجى در قلوب، آنها را از تمییز عقلى حق از باطل بازدارد و یا، چرا باید این کجى در قلوب شان، آنها را از پیروى حقى که عقول شان تمییز داده بازدارد

تاملات سرخ ۱۷
۱۳۸۷-۰۳-۱۲

همانا براى آنان که کفر ورزیدند تفاوتى نمى کند که انذارشان کنى یا نکنى، در هر حال ایشان ایمان نمى آورند (۶) حضرت حق بر قلوب آنها مهر نهاده است و بر گوش و چشمشان پرده ایست و ایشان را عذابى عظیم خواهد بود. (۷)

تاملات سرخ ۱۶
۱۳۸۷-۰۳-۰۵

آیا روشن نیست که مؤاخذبودن یا نبودن سوگندها موکول به قلب ماست یعنى، آنچه قلوب ما اکتساب کند مؤاخذ است و آنچه اکتساب نکند مؤاخذ نیست. آیا همچنین روشن نیست که اکتساب و عدم اکتساب قلوب ما موکول به خواست و ارادت قلوب ماست یعنى، آنچه مورد خواست و ارادت قلب ما باشد آن از مکتسبات قلب ما خواهد بود و بالعکس، آنچه مورد خواست و ارادت قلب ما نباشد از مکتسبات قلب ما نخواهد بود.