آرشیو مطالب : دسته: یادداشت‌ها

تعداد مطالب این دسته 65 عدد می باشد
تاملات سرخ ۱۵
۱۳۸۷-۰۲-۲۲

چرا حضرت حق نفرموده اند که آن را که خداوند خواهد که هدایت کند عقلش را براى اسلام شرح و بسط مى کند مگر ما با عقل هدایت نمى یابیم و حق را از باطل تمییز نمى دهیم و مگر ما با عقل استدلال نمى کنیم و حق را احراز و اثبات نمى کنیم به راستى چرا هم هدایت و هم ضلالت، هر دو را حضرت حکیم موکول به وضعیت قلوب انسان فرموده اند: براى هدایت، قلب او را شرح مى کنیم و براى ضلالت، قلب او را تنگ و فشرده مى کنیم

تاملات سرخ ۱۴
۱۳۸۷-۰۲-۱۵

این درست است که ما تلاش می کنیم قوانین حوزه فردی و اجتماعی را بشناسیم، اما آیا با گذشت چند صد سال از تلاش های مستمر معرفتی، آیا توانسته ایم آنها را، اگر وجود دارند، عمیقاً بشناسیم آیا توانسته ایم به مدد چیزهایی که قانون طبیعی می خوانیم دست کم برخی از رویدادهای حوزه فردی و اجتماعی را که مطلوبند صورت بخشیم، و یا آنها را که نامطلوبند منع کنیم، و یا حتی پیش بینی کنیم آیا روزی خواهد رسید که انسان، بدانگونه که سن سیمون تخیل یا توهم کرده بود، بتواند رویدادهای حوزه فردی و اجتماعی را موافق آمال و آرزوهایش تکوین و تقویم و تعیین کند اینطور نیست که من در این مورد تردید بسیار بسیار جدی دارم. اصلاً و ابداً!

تاملات سرخ ۱۳
۱۳۸۷-۰۲-۰۸

با این سخن تأمل انگیز ویتگنشتاین رویهمرفته موافقم، آنهم بدین دلیل که نقطه عزیمت بسط پذیر و راهگشایى است: از فیلسوف بت شکن، سنّت شکن، و فوق العاده ژرف اندیشى چون ویتگنشتاین به دلایل چندى متعجب و بل متحیرم: نخست اینکه، چرا ویتگنشتاین فقط از «تردیدها» سخن گفته است و ثانیاً اینکه، چرا این حکم را شامل مواضع ظریف تر و بنیانى تر فلسفى نکرده است

تاملات سرخ ۱۲
۱۳۸۷-۰۱-۲۵

اینک منظر یا رویکرد دیگرى را ملاحظه مى کنیم. حضرت حق از گروه جنیان و انسیان سؤال مى فرمایند: «آیا رسولانى از نوع خودتان شما را نیامد تا بر شما آیات مرا بخوانند و از ملاقات چنین روزى ـ روز قیامت و حساب و کتاب ـ شما را انذار کنند » و در آیه بعدى مى فرماید: «این بدانست که پروردگار تو هیچگاه قوم و طایفه اى را از سر ظلم هلاک نمى کند و حال آنکه آن قوم غافل و ناآگاه باشند.» تعاقب این دو آیه شریفه نمى تواند دلالتى جز این داشته باشد که…

تاملات سرخ ۱۱
۱۳۸۶-۱۲-۲۶

روشن است که ایمان آوردن و در نتیجه، ایمان نیاوردن امری کاملاً قلبی است. قلب است که آرا و اندیشه ها و ایضاً، پیام پیامبران را می پذیرد یا رد و طرد می کند. آیا ما سنتاً و جاریاً بر این تصور نبوده و نیستیم که انسان ابتدا تعقل می کند و در نتیجه و به تبع آن، به چیزی ایمان می آورد؟

تاملات سرخ ۹
۱۳۸۶-۱۲-۰۵

آیا تا بحال از خود سؤال کرده ایم این مقاصد و منازل نهایى را ما چگونه براى خود تعیین مى کنیم آیا تابحال فیلسوفى را دیده اید که چگونگى و سازوکار این تعیین و تشخیص را تبیین کرده باشد پاسخ بطور قطع و یقین منفى است. اما چرا زیرا اگر فیلسوفان بتوانند این پدیدار را تبیین کنند لاجرم نظریه یا نظریاتى در اختیار دارند که به مدد آنها مى توانند مقاصد و منازل نهایى منتخب انسان ها را نیز پیش بینى کنند.

تاملات سرخ ۸
۱۳۸۶-۱۱-۲۸

حضرت حق بازدارندگان از ایمان آوردن را در دو امر حصر و جمع مى کند.نخست «آمدن یا توسل به سنت پیشینیان»، و دوم «آمدن روى به روى عذاب.» شاید مقصود از «آمدن روى به روى عذاب» این باشد که آنها تمام فرصت هاى ممکن براى ایمان آوردن را از دست داده اند و دیگر وقت عذابشان است و بنابراین عذاب فرصتى بدیشان نمى دهد یا مانع از ایمان آوردنشان مى شود.

تاملات سرخ ۷
۱۳۸۶-۱۱-۱۸

من مى گویم فیلسوف، انسانى است که باید امراض قلبى (نفسانى) بسیارى را درخود معالجه کند پیش از اینکه قیام به معالجت امراض فکرى اش ممکن شود.