چرا محصولات عقل بدین گستردگی و شگفتانگیزی متنوّع و متکثّر و بیقرار و بیسامان و به قول مولانا جلالالدین، «بیتمکین» است؟
چرا محصولات عقل بدین گستردگی و شگفتانگیزی متنوّع و متکثّر و بیقرار و بیسامان و به قول مولانا جلالالدین، «بیتمکین» است؟
یعنی، واقعا ایران اینقدر بدبخت و ذلیل شده که از حالا تعهد میکند میزان غنیسازی در آیندهای نامعلوم را باید با اجازه و موافقت آمریکا انجام دهد؟ امکان دارد آقای باقری تاثیر بسیار این اتفاق را بدانگونه که خود فهم کردهاند برای مخاطبان خود توضیح بدهند؟
بنظرم یکی از مهمترین عوامل تضعیف خانۀ ملّت و، در نتیجه، خود ملّت و نقش جمهور مردم در حکمرانی، ایجاد شوراهای عالی در حوزههای مختلف بسیاری است که تدریجا از سال 1359 آغاز گشت.
بسیاری از کسانیکه به ولایت فقیه، شورای نگهبان، مجمع مصلحت نظام، و بسیاری از نهادهای فعلی دیگر نقد و یا احیانا اعتراضات اصولی دارند چنانچه افراد محبوبشان سر از آن مناصب درآورند اعتراض و انتقاداتشان اگر نه کاملا دستکم عمدتا مرتفع میشود.
در ابتدای یادداشت یکی از حوزویان در تلگرام نوشته شده بود که «آن حکومتی که خدا و رسول و علی گفتهاند و اقتضای نجات و رهایی انسان از تباهی و باریافتن به مقام رستگاری است …» (۲۰ مه/۳۰ اردیبهشت) 🔶 در حیرتم که بر چه مبنایی میتوان یا باید گفت که “اقتضای” حکمرانی رسول اکرم(ص) […]
در یادداشت مفهومی-نظری اخیرم با عنوان ”حکمرانی برای خلق در مقابل حکمرانی برای خدا“ گفته بودم که تغایر یا تعارض داشتن ”هدف از دینداری“ و ”هدف از حکمرانی“ بستگی تام دارد به اینکه تلقّی ما از دینداری و حکمرانی چه باشد. در آخر بحثم به اینجا رسیدم که هریک از ما تلقّیمان از دینداری و […]
اخیراً در یادداشت بسیار کوتاهی خواندم که «هدف دینداری تأمین رضایت خداوند و هدف حکومتداری هم جلب رضایت عموم مردم یک جامعه است.» اگر چه در آن نوشته هیچگاه به صراحت حکمرانی برای خلق در مقابل حکمرانی برای خدا قرار داده نشده اما بعید به نظر میرسد که خوانندۀ آن یادداشت، این برداشت را نکند، […]
توصیه میکنم کسانی که عشق و عرق و شفقتی نسبت به ملّت ایران در قلبشان جاری است تلاش کنند لایههای ژرفتر و زیرین ”حکمرانی حاجآقائی“ را صبورانهتر و بصیرتمندانهتر ببینند و به فکر ترمیم و تصحیح بسیار تدریجی و گام به گام این انبوه هنجارها و رویهها و عادات حکمرانیِ ویرانگرِ ضداسلامیِ ضدجمهوریتیِ ضد مردمی بیافتند.