آن گونه که من می بینم، نوعاً برای فلسفه علم، فلسفه سیاست، یا فلسفه اجتماعی نمی توان یک تعریف جامع افراد و مانع اغیار داد. بلکه برای خود فلسفه هم ارائه چنین تعریف دقیقی که چارچوب منطقی حوزه کار را مشخص کند، غیرممکن است. در واقع اگر کسی مقداری کار فلسفه شناسی کرده باشد، یعنی از یک منظر فوقانی درباره حوزه ای به نام معرفت شناسی کار بکند، به سرعت متوجه می شود که نه تنها نمی توانیم برای فلسفه علم، فلسفه علوم اجتماعی و فلسفه دین، فلسفه تاریخ، یک تعریف جامع افراد و مانع اغیار بدهیم، بلکه راجع به خود فلسفه هم نمی توانیم.




