نقد پوزیتیویسم تنها از ناحیه اصل تحقیقپذیری نبود بلکه این مکتب از سوی دیگر مورد نقادیهای بدیع و بنیانسوز نامحتملترین فیلسوف یعنی لودویگ ویتگنشتاین که خود در نیمه اول قرن بیستم نهال نورسته پوزیتیویسم منطقی را آبیاری کرد، قرار گرفت، وی در اوائل نیمه دوم قرن بیستم با انتشار آثاری، استدلالات سابق خود در مورد پوزیتیویسم منطقی را مورد شدیدترین و بنیانیترین انتقادات قرار داد. انتقادات واردشده، پوزیتیویسم را چنان سخیف و ضعیف نمود که اندیشه سیاسی سنتی جان تازهای گرفت و حیات ارزشی ـ اعتباری خود را بازیافت.





